حکایت های گوناگون

حکایت های گوناگون

نان خوردن به تاریکی

حکایت های گوناگون

آورده اند که ... شبی سی و چند کس از درویشان و جوانمردان نزد ابوالحسن انطاکی جمع شدند و او را گرده ای دو سه نان بود چندان که پنج مرد را دشوار بس باشد . نان ها همه پاره کردند و چراغ بکشتند و بر سفره نشستند تا نان خورند و هر یکی دهان می جنبانید تا دیگران پندارند که همی خورد . چون سفره برداشتند ، نان بر حال خود بود و هیچ یک نخورده بودند ...