حکایت های گوناگون

حکایت های گوناگون

جامه ی تلخک

حکایت های گوناگون

آورده اند که: از بهر روز عید سلطان محمود خلعت هر کس تعیین می کرد.چون به تلخک رسید فرمود که پالانی بیاورید و به او بدهید‌ چنان کردند. چون مردم خلعت پوشیدند تلخک آن پالان را در دوش گرفت و به مجلس سلطان آمد گفت:«ای بزرگان عنایت سلطان در حق بنده از اینجا معلوم کنید که شما را خلعت ازخزانه فرمود و جامه خاص از تن در آورد و بر من پوشانید!!!»