دروغ ملا
ملانصرالدین
پسر ملانصرالدین از خانه بیرون آمد. کسی از او پرسید: پدرت چه می کند؟ پسر ملا گفت: در خانه نشسته و به خدا دروغ مي بندد. آن فرد پرسيد: چگونه؟ پسر ملانصرالدين گفت: آئينه به دست گرفته و خود را در آن مي بيند و مي گويد: الحمدالله الذي احسن خلقي و خلقي(سپاس آن خداي را كه صورت و سيرت مرا نيكو ساخت)