حکایت های گوناگون
يک شب که باران شديدي ميباريد پرويز شاپور از شاملو پرسيد : چرا اينقدر عجله داري ؟ شاملو گفت : مي ترسم به آخرين اتوبوس نرسم . پرويز شاپور گفت : من ميرسونمت . شاملو پرسيد : مگه ماشين داري ؟ شاپور گفت : نه ! اما چتر دارم
سلام عشقم.اجازه میدی نوجوانی نصب بشه؟
سلام عشقم.اجازه میدی نوجوانی روی گوشی شما نصب بشه؟ از منوی بالای مروگر خودت روی گزینه "Add to Home Screen" کلیک کن