یا حضرت عباس علیه السلام
دفاع مقدس
یه روز از یک سرهنگ ارتشی خواستند که پیشنماز بشه اما ایشون چون پاهاش آسیب دیده بود ، رد کرد بالاخره بچه ها اونقدر اصرار کردند که مجبور شد قبول کنه رکعت اول رو خوندیم وقتی می خواست برای رکعت دوم از جا بلند بشه ، گفت: یا حضرت عباس علیه السلام! همه زدند زیر خنده و نماز به هم خورد. او برگشت و گفت:بابا من که گفتم من رو جلو نفرستید. وقتی خواستم برا رکعت دوم بلند بشم پاهام درد گرفت ناخواسته گفتم : یا حضرت عباس علیه السلام