فرمانده ی خاکی...
دفاع مقدس
برای تهیه ی مهمات عملیات باید حاج احمد متوسلیان رو می دیدیم رفته بودیم اتاق فرماندهی ، اما نبود یکی از بچه ها گفت: فکر کنم بدونم کجاست. ما رو برد سمت دستشوئی ها و دیدم حاج احمد اونجاست داشت در نهایت تواضع دستشویی ها رو تمیز می کرد رفتم سطل آب رو ازش بگیرم اما نداد. گفتم: « شما چرا حاجی؟!» همین طور که کار می کرد،گفت: « یادت باشه ! فرمانده موقع جنگ برادر بزرگتر همه حساب میشه و در بقیه ی مواقع ، کوچک ترین و حقیرترین برادر اون ها »