دفاع مقدس

دفاع مقدس

آش آخر

دفاع مقدس

هر روز صبح موقع تقسیم آش می گفتم« برادرها، بیاید آخرین آشتون رو ببرید.» می گفتند « تو هر روز داری همین رو می گی و ما هنوز این جاییم.» می گفتم« آقا آخرین آشتونه دیگه، تا فردا از آش خبری نیست.» آخر یک روز بچه ها گفتند« دیگه این رو نگو. خسته شدیم از بس گفتی.» همان موقع بلند گوی اردوگاه اعلام کرد که قرار است بیست و ششم مرداد تعویض اسرا شروع شود. با گریه گفتم« آخرین آشتون رو بخورید که داریم تعویض می شیم.»