بهلول

بهلول

بهلول و الاغ

بهلول

جمعي در میدان بزرگ ده بر سر ماجرائی حقیر دعوا می کردند و دشنه وخنجر از چپ و راست بر همدیگر حوالت می نمودند. در گوشه ی میدان الاغی ایستاده و خاموش در هیاهوی آنان مينگريست. بهلول به آرامی سر در گوش الاغ برد و گفت: اینان را ببخشائيد كه نام خود را بر شما نهاده اند.