طنز

طنز

مرگ گربه

طنز

حکیمی بر سر راهی می‌ گذشت . دید پسر بچه ‌ای گربه خود را در جوی آب می ‌شوید . گفت : گربه را نشور ، می ‌میرد ! بعد از ساعتی که از همان راه بر می‌ گشت دید که بعله ... ! گربه مرده و پسرک هم به عزای او نشسته . گفت : به تو نگفتم گربه را نشور ، می ‌میرد ؟ پسرک گفت : برو بابا ، از شستن که نمرد ، موقع چلاندن مرد !