لک لک
طنز
طلحک را برای کار مهمی پیش خوارزمشاه فرستادند. مدتی آنجا بماند، گویا خوارزمشاه محبت و رعایتی چنان که او می خواست، نمی کرد. روزی پیش خوارزمشاه حکایت مرغان و خاصیت هر یکی می گفتند ، طلحک گفت : هیچ مرغی از لک لک زیرکتر نیست، گفتند : از چه دانی ؟ گفت : از بهر آن که هرگز به خوارزم نمی آید.!!