طنز

طنز

دستشویی

طنز

من تقریباً تو دستشویی نشسته بودم که از دستشویی کناری صدایی شنیدم که گفت :سلام حالت خوبه ؟ من اصلاً عادت ندارم که تو دستشویی مردانه هر کی رو که پیدا کردم شروع کنم به حرف زدن باهاش ، اما نمی دونم اون روز چم شده بود که پاسخ واقعاً خجالت آوری دادم ؛ - حالم خیلی خیلی توپه بعدش اون آقاهه پرسید ؛ - خوب چه خبر ؟ چه کار می خوای بکنی ؟ با خودم گفتم ، این دیگه چه سؤالی بود ؟ اون موقع فکرم عجیب ریخت به هم برای همین گفتم ؛ - اُه منم مثل خودت فقط داشتم از اینجا می گذشتم وقتی سؤال بعدی شو شنیدم ، دیدم که اوضاع داره یه جورایی ناجور میشه ، به هر ترفندی بود خواستم سریع قضیه رو تموم کنم ؛ - منم می تونم بیام طرفت ؟ آره سؤال یه کمی برام سنگین بود . با خودم فکر کردم که اگه مؤدب باشم و با حفظ احترام صحبت مون رو تموم کنم ، مناسب تره ، بخاطر همین بهش گفتم ؛ ! نه الآن یکم سرم شلوغه یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت: - ببین. من بعداً باهات تماس می گیرم . یه احمقی داخل دستشویی بغلی همش داره به همه سؤال های من جواب می ده !!! ول کن هم نیست.