بهلول

بهلول

بهلول و فاحشه

بهلول

زماني دل بهلول از اوضاع زمانه گرفته بود و در خرابه اي مشغول ذكر خدا بود. در ضمن لباسش را براي وصله زدن از تن در آورده بود. زن بي عفتي چشمش به او افتاد و بهلول را دعوت به كار بد كرد بهلول گفت: وزن دستهاي من چقدر است؟ سپس وزن پاها و وزن تمام اعضا را پرسيد!؟ سپس گفت: كدام عاقل حاضر است بخاطر لذت عضو كوچكي ، تمامي اعضاي خود را در آتش جهنم بسوزاند. و از جاي برخاست و نعره اي كشيد و فرار كرد.