صدای مخاطب خاص
طنز
چند سال پیش، که مخاطب خاص داشتم و دانشجو بودم یه روز تو خوابگاه با هم اتاقیام نشسته بودیم و حرف میزدیم که مخاطب خاصم زنگ زد. گوشی رو برداشتم بعد از جملاتی رمانتیک گفت یه شعر برات بخونم؟ گفتم بخون. گفت گوشی رو میذاری رو اسپیکر هم اتاقیات هم گوش کنن؟ منم که فکر میکردم میخواد یکی از ترانه های عشقولانه ی سیاوش رو بخونه(آخه همش سیاوش میخوند) با افتخار گوشی رو گذاشتم رو اسپیکر. مخاطب خاصمم صداشو صاف کرد و با لحن کودکانه خوند: جوجو زرده پشت پرده پی پی کرده پاک نکرده/بردنش کلانتری، گفت که من کار ندارم/ حال و احوال ندارم/ یه زن دارم چاقه آش میپزه داغه... هم اتاقیام داشتن در و دیوار اتاقو چنگ میزدن. منم با جزوه هام عرق شرممو پاک میکردم.