گزارشگر
طنز
گزارشگر کنار فردی که داره چایی پخش میکنه توی شبهای محرم گزارشگر : آقا من الان چند دقیقست که دارم از اون دور نگاهت میکنم که لباس مشکی به تن کردی و توی حال قشنگ خودت هستی و توی سرمای هوا با خوش رویی به عاشق های امام حسین چایی میدی . میخوام بدونم با این حالت دوست داری توی یکی از همین ماشینا کی باشه یا اصلا کی از دستت بیاد چایی بگیره و خسته نباشید بگه که حالت رو دگرگون کنه ؟ فردی که داره چایی میده بعد از چند ثانیه مکث و نگاهی خنگ ( :| ) : والا زیاد برای ما فرقی نمیکنه و تبعیض نمیذاریم که کی با ماشین میاد و کی پیاده . در هر صورت چایی میدیم. گزارشگر : نه , منظورم اینه که چه کسی باشه , یه آدم خاص. فرد چایی پخش کن : یعنی دوست آشنا ؟ یا یه کسی که خیلی دوسش داریم ؟ گزارشگر : آره , آره . یه کسی که خیلی برات عزیزه یا اینطوری بگم خیلی برای همه عزیزه. فرد چایی پخش کن : والا مادر برای همه ی ما عزیز , ولی من مادرم هم باشه به همون اندازه ای چایی میدم که به بقیه میدم , میگم که ما تبغیض نمیذاریم اینجا. یعنی من خودم رو میزدم که این گزارشگر چهار ساعت حس گرفت که یارو بگه امام حسین ولی بنده خدا طرف کلا نبود چه برسه به اینکه توی باغ نباشه