احکام و سوالات شرعی

احکام و سوالات شرعی

نماز روزه 

ناشناس

سلام بنده متولد ۸۵.۵.۲۴ هستم و دقیق یادم نمیاد از کی خود ارضایی انجام می‌دادم البته چند وقتی میشه که ترک کردم و الان میخام از پس فردا شروع کنم نماز و روزه هایی که گردنم هست را بخونم اما نمیدانم باید تا چند سال نماز قضا را باید بخونم و چون خود ارضایی انجام می‌دادم هم پس روزه هام هم باطله و نمیدونم کفاره باید مثل اینکه بدم اگر میشه شما برام حساب کنید که باید چیکار کنم که هیچی گردنم نباشه وقتی که مُردم راحت باشم و اینکه من قبلا یک چله ایی برگزار بود و یادم نیس که چه دعایی بود و اصلا نخوندم اون را باید چیکار کنم و مرجع تقلیدم مکارم شیرازی هس

 38

بوسه دیدن گناهه؟ 

ناشناس

سلام خداقوت فقط دیدن بوسه عادی لب و بغل اگه باعث به گناه افتادن نشه(یعنی فرد به قدری مذهبیه که عمرا اینکارو بکنه و باعث ارضای فرد هم نیست) صرفا جهت کامل دیدن فیلم و کنجکاوی، گناهه از نظر امام خامنه ای؟

 78

آینده شغلی 

ناشناس

سلام، بنده یک خانم چادری  هستم،وبا نامحرمان ارتباطی ندارم... شغلی که برای آینده ام درنظر گرفته ام، شغل مهمانداری هواپیما هست بنابر شرایط،این شغل مهمانداران باید بامسافران آن هواپیما ارتباط داشته باشند،(در حد سلام وخوشامد ورفع نیاز آن ها)ودرشرایط اضطرار مثل سقوط هواپیما، ممکن است با فردی نامحرم البته فقط به چشم یک مسافر ، ناچار به تماس لمسی  باشیم یا میبایست  آنها را سریع از هواپیما خارج کرد... واینکه در این شغل به دلیل کار زیاد و گاهی سنگین باید فردی مانتویی  باشی اما پوشش مناسبی داشته باشم و حجابم رعایت شود.... آیا جایز است فردی باخدا وباایمان کامل ، این شغل را انتخاب  کند و تمام شرایط این شغل را صحیح انجام دهم؟؟

 45

خدا و اعتیاد به گوشی 

ناشناس

سلام راستش من دوست دارم به خدا نزدیک تر بشم اما هیچ وقت حوصله خوندن قرآن یا نماز را ندارم و چون خانواده ما مذهبی هستند این رفتار من خودم را اذیت میکنه و متاسفانه حس میکنم هر لحظه از خدا دورتر میشم در ضمن در خیلی از مواقع وقتم را به بطالت می گذرونم و نمی تونم از این عادت بد دست بکشم مخصوصا کار کردن با گوشی اگر میشه راه حل برای ترک اعتیاد به گوشی و هم چنین نزدیک شدن به خدا به من بگید ممنون از تیم نوجوانی

 44

فکر و عذاب وجدان ولم نمیکنه 

ناشناس

سلام من یه دختر۱۶ ساله هستم که یک ساله با کسی عقد هستیم و همو خیلییی دوست داریم.متاسفانه مشکل اینجاست که من قبل ایشون به یه کس دیگه علاقه داشتم و طرف هم به من علاقه داشت البته اینم بگم که ما هردومون از یه خونواده مذهبی هستیم و اصلااااا حتی یه کلمه هم با هم حرف نزدیم تا حالا،چه مجازی چه واقعی. یه سال پیش که همسرم اومدن خاستگاریم چون شرایطشون خوب بود پدرم گفت که پسر خوبیه و اینا فکراتو بکن ولی دقیق فکر کن چون پسره هیج تقصی نداره ولی باز جواب آخر با خودته.البته بگم که پدرم اینا نمیدونستن من به کس دیگه‌ای علاقه داشتم ولی خب من درباره همسرم فکر کردم و گفتم از کجا معلوم کسی که بهم علاقه داره بیاد خواستگاریم،و این طور شد که من به همسرم جواب مثبت دادم و از اون روز سعی دارم که اون یکی شخصو فراموش کنم البته موفق هم شدم تا حد بسیار زیادی دیگه دوستشون ندارم ولی مثلا یه فکر که میکنم مثلاااا ها چون فامیل هم هستیم میگم آهان خواهرش الان حتما رفته گفته مثلا فلان ماجرای مربوط به منو اونم شنیده و اینجور فکر وگرنه افسوس اینا نه. من چیکار کنم توروخدا کمک کنین و این هم عذابم میده که همسرم و اون شخص هم اسم هستن ? بیشترین چیزی که عذابم میده اینه که همسرم به شدددددت منو دوست دارن و منم با اینکه خیلی دوستشون دارم ولی این فکرا نمیذارن با خیال راحت به همسرم عشپق بورزم و عذاب وجدان دارم نسبت به همسرم. اون بخش فراموش کردن عشق سابق رو در این برنامه خوندم جواب نمیده توروخدا راهکار بدین و اینکه فکرام گناهه؟

 5

ترک نماز 

ناشناس

من نزدیک یک سال و نیم هست که نماز نمیخونم. ولی هرازگاهی میخونم تا دوباره شروع کنم و برگردم ولی هر بار به دلیلی دوباره نمیخونم

 40

ایا ناپدری من به من محرم است ؟ 

ناشناس

سلام ، چند وقتی هست که من به سن بلوغ رسیده ام ... ایا شوهر مادرم به من محرم است ؟ یعنی میتوانم جلویش آزاد بگردم ؟

 82

محرمیت ناپدری به دختر 

ناشناس

با سلام ، ایا دختری که به سن بلوغ رسیده محرم شوهر مادرش یعنی ناپدریش است ؟

 54

ترک نماز 

ناشناس

سلام،وقت بخیر من حدود دو سال هست که به سن تکلیف رسیده ام و حدود یک سال هست نماز را ترک کرده ام.شیطان گولم می زند که نماز نخوان. و نمازم قضا میشود.

 254

خواب بعد از نماز صبح 

ناشناس

سلام خسته نباشید امروز بعد از نماز صبح خواب دیدم که درمونو قفل کردیم تا از ورود یکسری آدم جلوگیری کنیم من با چادر سیاه و ماسک از دیوار بالا میرمو، میرم بیرون میبینم مردایی چاق با ریش بلند تو بازار می گردن حس می کنم اونا دنبال منن سعی می کنم خودمو ازشون قایم کنم اما در نهایت می شناسنم منم انقد فرار می کنم که می بینم دور از شهرم همونجا خوابم میبره بیدار که میشم می بینم سه تا مرد که دوتاشون لباس سیاه تنشونه و یکیشون که بنظر میاد رئیس اون دوتاست لباس سفید تنشه دارن میان سمت من مردی که لباس سفید تنشه میگه بعد از این همه فرار بالاخره گیرمون افتادی دوتا مرد سیاهپوش که اسلحه دستشونه در حال آماده کردن سلاحشونه برای شلیک من میگم حالا که گیرتون افتادم زودتر کارتونو تموم کنید این حرفو میزنمو شهادتین میگم أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّٰهُ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ ٱللَّٰهِ بهشون پشت می کنم و بهم شلیک می کنن

 29