چگونه بچه ای که مادرم میخواد باشم و به آرزو های خودم برسم
ناشناسچطوری دختر باشم که مادرم میخواد وبه آرزوی خودم برسم یعنی خواننده شم مادرم خوشش نمیاد ولی من دوست دارم همیشه باهم دعوا میکنیم انگار دشمن همیم اما من میدونم که مامانم خوبیم رو میخواد اما من از او کار خوشم نمیاد باهم بحث میکنیم برادرم همیشه فضول منه سر اون هم دعوامی کنیم من میخوام در هفته یک روز تنها باشم اما این تامیگم باز دعوا میشه من نمیخوام برم خونه ی مادر بزرگم اما بزور باید بریم من نمیخوام تا میان منو میبینن بهم بگن تو دختر خوبی میشی چون من میخوام خاننده شم واز ایران برم تنها زندگی کنم اما تنها تنهام نه با دوستام که یکی شو ن میخوا د بازیگر بشه اما نمیتونم اینو بگم چون همشه بهم میگن تو میخوا ی دکتر بشی برای همین میخوام با مدرک تجربی خواننده بشم اما باز نمیتونم یه بهشون گفتم هدفم چی همه گفتن بد زشت مگه دخترم ازاین کارا میکنه برای همین همیشه دعواست من اینستا دارم اما فقط بیلی آیلیش و امیر تتلو و نازنین و الناز رو دنبال میکنم سر اینم از وقتی فهمیده همیشه دعواست برای همین میخوام هم دختری باشم که اونا میخوان هم اونی باشم که خودم میخوام ولی نمیشه باید یکی رو انتخاب کنم اگه اونی که اونا میخوان باشم آرزویی برام باقی نمیمونه اگرم اونی باشم که خودم میخوا همه شون از من بد شون میاد گیر افتادم گفتم شاید شما کمکم کنید ویه راه حل بدید
نمیدونم اصلا باید چیکار کنم
ناشناسسلام خسته نباشید من دختر نوجوونم گیر کردم تو خودم بدجور من با خودم و وجودم مشکلی ندارم اما دارم از اطرافیانم بدم میاد همشون پدر و مادرم که اصلا براشون مهم نیستم ارزشی ندارم این قسمت خیلی عذاب آوره چون من طبق چیزی که دوست داشتن و مورد پسندشون بود رفتار کردم اما نه اصلا هیچ ارزشی ندارم توی فامیل هم همینطور پدر و مادرم اهمیتی به من نمیدن نه از لحاظ ظاهری و نه از لحاظ عاطفی بخوام خلاصش کنم این هست که کلا کسی بهم اهمیت نمیده به ویژه اینکه من یه آدم برونگرا نیستم نمیتونم با حد اقل فامیل زیاد حرف بزنم و همیشه به خاطر همین مورد تمسخر قرار میگیرم بنظرم به خاطر این نیست زیاد به خاطر اینه که من سنی ندارم و نمی تونم درآمد کسب کنم یا کاری بلد باشم که اونا بهم نیاز داشته باشن این کاملا تجربه شده هست مادرم بهم اعتماد نداره من هر کاری کردم اون منو باور نکرد در حالی که من هیچ خطایی ازم سر نزد مادرم من رو حساب آدم نمیکنه راستش نظر یه نفر براش مهمه اون میگه برادرم به جاهای خوبی میرسه مادرم منو و برادرم دیگم رو رها کرده فقط هر چی اون بگه رو قبول داره من اگه بگم روزه اون میگه شبه بگم شبه میگه روزه ازش خسته شدم دلم میخواد بتونم یه جوری خودم خودمو تامین کنم اما اینم نمیدونم من باید چیکار کنم
رفتار پسر ۱۳ساله ام خیلی این روزهابدشده
ناشناسبا سلام من پسری دارم ۱۳ سالشه بچه ی سومه که دو تا خواهر بزرگتر از خودش داره این روز ها هم متوجه شدمکه چند روزه هم سیگار میکشه الان چکار کنم خودش هم پرخاشگره
بلوغ زودرس در کودک
ناشناسدختری۵ساله که متوجه شدم وقتی خودشو جای میماله خوشش میاد.خودشو میندازه رو پای من فشار میده میماله.هرچی دستش باشه میشین رو فشار میده خودشو.
کمک به پسرم
ناشناسسلام پسر من ۱۵ سالشه به اجبار خودش وهمسرم گوشی براش خریدم بهش گفتم اول درس بعد گوشی. ول از صبح که از خواب پا میشه تا شب سرش تو گوشیه یه جورایی معتاد گوشی شده به اجبار درس میخونه کمکم کنید ممنون
رفتار پدر و مادر
ناشناسسلام . من با خانوادم مشکل آنچنانی ندارم اما سر بعضی چیز های خیلی کوچیک بحثمون میشه . مثلا از یه مدل مو خوشم میاد میگن این مدل مو خارج از عرفه این مدل رو نزن . یا مثلا میگم از یه نوع لباس خوشم میاد میگن نه این عرف جامعه نیست . این لباس ها رو لات ها میپوشن . یا مثلا میخوام با پول خودم یه دستبند یا یدونه گردنبند بخرم . منتها مخالفت میکنن میگن نه اینا تیپ ها به تو نمیخوره . خب من هم جوونم و دوست دارم به سبک خودم لباس بپوشم و تیپ بزنم اما میزنن تو ذوق آدم و میگن اونجوری که ما دوست داریم باید لباس بپوشی من این جوری خوشم نمیاد این رو نپوش . با هم حرف که میزنیم هم اوایل به توافق نسبی میرسیم اما بعدش کلا فراموش میشه و روز از نو روزی از نو . انتقادی هم از برنامتون داشتم : اگه میشه یه مشاوره درست حسابی بدید . هر کی هر حرفی میزنه شما میاید میگید خب این کار رو نکن یا باهاشون حرف بزن خب به ذهن خود ما هم همون اول میرسه که با هم حرف بزنیم ولی خب لابد نمیشه دیگه که به شما میایم میگیم . با تشکر
سفیدی چند تار مو
ناشناسسلام من ۵ تا از موهام سفید شده روشون خیلی حساسم سوالم اینه آیا مویی که سفید میشه میتونه دوباره سیاه بشه؟ و اگه میشه راه حل چیه
ترک خود ارضایی
ناشناسمیخواهم ترک خودارضایی کنم
والدین من
ناشناسمن مشکلم با مادرم هست و پدرم مادرم خیلی برام غر میزنه به لباس هام گیر میده همچنین پدرم ... از این وضعیت دارم کلافه میشم همش دوست دارم برم یک جای آروم بشینم من نمیتونم با وضعیت کنار بیام مثلا پدرم میگه چرا پایین شلوارت را تا کردی یا کوتاهه.. من میخوام مد روز لباس بپوشم من نمیتونم با رفتار های مادر و پدرم کنار بیام میخوام این بر عکس باشه میخوام اونا با اخلاق من کنار بیان
ترک خودارزایی
ناشناسسلام من پسری 15 ساله هستم و به یاری خدا و برنامه خوبتون حدود یکماه خودارزایی رو ترک کردم و چند وقت شب ها تو خواب، خواب های مستحجن میبینم و ارضا میشم ولی تو خواب بدون دخالت من نمیزارم آب منی بریزه و جلوش رو میگیرم آیا این ارضا شدن در خواب تا کی طول میکشه که از بین بره به طور کامل. کمی برام توضیح بدین درمورد ترک همیشگی چون نمیخوام دیگه انجامش بدم خیلی هم بدم میاد.اسم خودارزایی رو میشنوم حالم بهم میخوره. و این ارضا شدن خطر داره.ایا این ارضا مانند همون خودارزایی؟ ممنون از پاسخگوییتون سپاسگزارم ?
- 1
- 2
- ...
- 65(current)
- ...
- 88
- 89