رفتار با کودک و نوجوان

رفتار با کودک و نوجوان

تنهایی ترس از وجدان بی حوصله گی 

ناشناس

شب می ترس تنهایی بخوابم من در اتاقم باز می زارم مامان توی حال می خوابم وقتی خواهم بخوابم استرس دارم و چند مدت بود افسردگی می گرفت و خیلی حالم بد می شود و باخاطره کوچک ترین چیز گریه می کنم وبی حوصله ندارم کار های خونمون بکنم چکار کنم چند وقت از جودان گرفتم چکار کنم

 28

بی حوصله 

ناشناس

بی حوصله

 54

خانواده 

ناشناس

سلام من دختر ۱۸ ساله ای هستم با این که الان توی محیط مدرسه و بیرون رفت و امد دارم خیلی خجالت میکشم بابت موهای صورتم پدرم اصلا اجازه نمیده من دست به صورتم بزنم واقعا طرز فکرشون قدیمیه منم خیلی دارم ازیت میشم حتی توی کلاس ومدرسه فقط منم که ماسک میزنم اینم بخاطر موهای صورتم واقعا پدرم این موضوع رو درک نمیکنن نمیدونم چیکار کنم

 71

نمیدانم با فرزند که به بلوغ رسیده چگونه حرف بزنم 

ناشناس

سلام پسر من متولد ۱۳۸۸ موهای زائد کی باید تمیز کند

 70

از دست خانواده ام ( مخصوصی پدر ) خسته شدم 

ناشناس

خانوادم تو هرکاری که می کنم منو مسخره و تحقیر می کنه، مثلا خواهرزاده ام که میاد خونه ما من اسباب بازی های بچگیم رو در میارم و باهاش بازی می کنم، پدرم منو مسخره میکنه و میگه مگه تو بچه ای؟ و سرش رو به نشونه تاسف می چرخونه یا مثلا می خوام که برم بسیج خانواده نمی ذاره و حمایتی نمیکنه نمیذارند که سخنرانی رائفی پور و حسن عباسی و . . . رو دانلود کنم جلو فامیلا و دوست ها و حتی غریبه منو تحقیر می کنه و منو کوچیک می کنه در هر موضوع که من باید در مورد اون تصمیم بگیرم، نظر خودشونو به من غالب می کنند ( این ها فقط چند نمونه هست) به هیچ وجه از من حمایتی نمیشه و بشدت احساس تنهایی و افسردگی میکنم

 58

راهنمایی مشکل پسرم 

ناشناس

پسر 8 ساله ای دارم با پسر برادرم مدتی لخت بازی میکنن و به اندام هم دست میزنن و پسرم با کودک دو سالم همین کارو انجام داده تازه بهم گفته من چیکار کنم چه جوری رفتار کنم

 5

نمیتونم فراموش کنم 

ناشناس

سلام خسته نباشید من با ی پسری تو رابطه بودم خیلی هم باهم خوب بودیم ولی به خاطر آبرو خانواده هامون مخالفت کردن و ما از هم جدا شدیم الان هشت ماه میگذره ولی من هر روز بیشتر از دیروز ناراحت و دلتنگم نمی‌دونم چیکار کنم هیچجور نمیتونم باهاش ارتباط داشته باشم حتی نمیتونم فراموشش کنم چون هر روز میبینمش حتی به خاطر بعضی وقتا خالم بد میشد مجبور میشدم برم بیمارستان با هیچکس هم نمیتونم دربارش حرف بزنم من چیکار کنم لطفاً کمکم کنید ممنونم

 34

از خودم خسته شدم 

ناشناس

سلام من دیگه واقعا از دست خودم خسته شدم حالم از خودم بهم میخوره تقریباً بیشتر یک ماهه که به برنامه ریزی هام نمی‌رسم، ورزش نمی کنم، هی کارام رو به عقب می اندازم و هیچ گونه تلاشی برای موفق شدنم نمی کنم جدیدا من کلاس نهمی هستم و امسال می‌خوام توی آزمون تیزهوشان به نهم شرکت کنم اما نمیدونم چرا هر چقدر برنامه ریزی برای تست زدن می کنم انجامش نمیدم یا اگرم انجام میدم که به اون تعدادی که باید تست بزنم نمیرسه و وقتی هم یه سوال رو اشتباه می زنم همش خودمو با یکی از فامیل هامون مقایسه میکنم که بهش توی مدرسه گفتن نابغه است یا نا امید میشم و کلا میزارم کنار تست زدن رو تا یک یا چند روز نمیدونم واقعا باید چیکار کنم تا این افکار بره اون فامیل مون از لحاظ مالی پایین تره و یه سری کلاس ها رو نمی تونه بره اما خیلی باهوشه همش این میاد توی ذهنم که فقط آدمایی که امکانات زیاد نداشتن خیلی موفق میشن همش میگم نکنه اون از من بهتره بشه که هوشش خیلی از من بیشتره و دقیقا رشته ای رو میخواد بره که منم میخوام با خودم میگم نکنه اون توی این رشته موفق تر بشه اصلا دلم به هدف گذاری درست نمیره به درس خوندن و کارایی که موفقم کنن سیزده روز دیگه هم میخوان مدرسه مون از چیزایی که توی تابستون درس دادن امتحان بگیرن اما من هنوز برای ریاضی آماده نیستم معلمم بهم کتاب تست داده تا بزنم اما از صد تا سوال فقط ده شو درست جواب میدم آخه چرا من اینجوریم؟! چرا خدا بهم هوش بیشتری نداده من می‌خوام برم ریاضی ولی با این اوصاف نمیشه توروخدا کمکم کنید و بهم راهکار بدید تا هم بتونم به خوبی برم ریاضی و هم توی بقیه زندگیم بتونم موفق بشم از یه جهت دیگه هم از خودم بدم میاد اونم نماز نخوندن ساعت گذاشتم برای وقت نماز نتوستم بخونم نمیدونم چرا حس میکنم دارم هر روز از خودمو و خدا فاصله میگیرم حالم به هم میخوره از وضعیت الانم لطفاً کمکم کنید?

 240

زن بابای دردسر ساز من 

ناشناس

سلام من ۱۷ سالمه و یه اخلاق هایی هم دارم که مامان بزرگم میگه با این اخلاقا هیشکی تورو نمی گیره یا اینکه هی بهم میگه هیشکی نمی یاد یه دختر مهر ماهی مثل تورو رو بگیره و دیگه اینکه زن بابام خیلی فضوله و اینکه منم بعدم میاد کسی تو زندگیم یاتو کار رام دخالت کنه و بعد اینکه یه اخلاق دیگه اش اینکه که همش بیخودی میخنده و اینکه تو خونمون یکی میخوره زمین میخنده جدا از این ها خیلی اذیتم میکنه مثلا اینکه یه مهمون میاد خیلی معذرت میخواما انقد باهام بعد میشه که نگید بعد از اون طرف مامان بزرگم میخواد برام یه لباس بخره میگه نخر میخواد لباس برام بدوزه میگه ندوز بعد منم از ۵ سالگی تا الان پیش مادر بزرگم بودم اینا و اخلاق دوم این هستش فامیلامون همه فضول دخالتی هستند که من نه دوست دارم برم خونشون نه دوست دارم بیان خونمون و یعنی خیلی دوست دارم هر کس سرش تو زندگی خودش باشه یعنی یا اگه ازدواج کنم سعی میکنم یه جای دور برم که نه خودم بیام پیش فامیلامون نه اونا بیان پیش من و اخلاق سوم من این هستش که کسی که با من یه بد رفتاری کنه دیگه دلم نمیخواد باهاش آشتی کنم یعنی برای همیشه همیشه باهاش قهر میکنم و دیگه دلم نمیخواد باهاش آشتی کنم و حرف بزنم و اگه یه جایی با اون کسی که قهر باشم من نمی خوا م برم و اینکه زن بابام از این رفتارم می‌ترسه و خوب اینم بگما من تو بچگیم انقد ازم سوء استفاده می کردند گفتم که این رفتارا رو داشته باشم که کسی ازم بترسه و اذیتم نکنه و اینکه اگه یکی از همسایه هامون رو از نزدیک به بینم باهاش خوبم و اگه تو خیابون به بینمش محلش نمی دم و اینکه تا راه دفاع از خودم تو خیابون در برابر مزاحمت ها بد جنس بودن میدونم که میگن بده و اینکه از شما کمک میخوام کی بهم بگین با این اخلاقی که من دارم خواستگار برام میاد و یا اینکه کسی پیدا میشه که اخلاقش شبیه من باشه بیاد خواستگاری وبا اخلاق من کنار بیاد و بهم بگین من مهر ماهی هستم ازدواج با کدوم ماه برام خوبه و بگین مدل اخلاق من چه جوریه و اگه اینکه اخلاقم به‌نظر شما تو جامعه بده میشه کمکم کنید مرسی

 35

یکی از دوستام(پسره) میگه 

ناشناس

خود ارضایی کرده وفکر میکنه عقیم شده اگه عقیم شده باشه در مان داره

 147