افسردگی
مشکل درباره خودم نیست یه دوستی دارم که همش حس میکنه خیلی بدبخته هیشکی دوسش نداره همیشه حالش بده اصا با حال خوب ندیدمش چندبارم سابقه خودکشی داشته پیش روانشناس هم نمیره همش تو گروه میگه بقیه فکر میکنن من خیلی دلم خوشه ولی خیلی تنهام و اینا دلم میخواست بهش کمک کنم ولی به حرفام توجه نمیکنه رل هم داره و همش باهم دعوا دارن اون پسره هم افسرده شده ولی چون دوسش داره مونده و نرفته بره قطعا این دختر باز خودکشی میکنه هرچی میگم راهش این نیس بازم این کارو میکنه نمیدونم من حس میکنم خیلی دنبال جلب توجه آدماس خودشو دوست نداره همش میخواد دیگران تاییدش کنن و بهش توجه کنن انگار خوشش میاد بهش دلسوزی نشون بدن و منم واقعا دلم براش میسوزه نمیدونم چیکار کنم میگه زندگیم همیشه بده روز خوش نداشتم ولی به نظر میاد خودش نمیخواد داشته باشه اخه منم یه زمان اینجوری بودم ازبس میخواستم بهم توجه کنن هی از بدبختیام میگفتم و بزرگ جلوه میدادمشون(البته اون واقعا یه سری مشکلات بزرگ داره که بهش حق میدم ولی تا کی میخواد همینطور بمونه؟مثلا اینکه خواهرش طلاق گرفت) ولی خداروشکر الان دیگه اونجوری نیستم یه سری کتاب خوندم و ذهنیتمو تغییر داد(تکه هایی از یک کل منسجم) و وقتی میبینم این دوستم این شکلی شده و اصلا خودشو نمیبینه و خودشو دوست نداره فقط میگم خدایا کی میشه اونم عین من بفهمه داره راه و اشتباه میره حتی بهش کتاب هم معرفی کردم و ظاهرن میخونه ولی فایده نداشته میخوام ببینم شما پیشنهادی دارین که من چطور بهش کمک کنم؟😔
تیم نوجوانی
سلام عزیزم. خیلی خوبه که اینقدر به فکر دوست خودت هستی. مهم ترین نکته برای داشتن زندگی شاد پذیرش شرایط فعلی است. اینکه بخواهی همیشه خودت را با بقیه مقایسه کنی و بگوید انها خوشبخت هستند و من بدبخت ترین فرد دنیا هستم همیشه با افسردگی زندگی خواهی کرد. پس گام اول تغییر نگرش ادم است. گاهی به جهت انکه فرد تنهاست و رابطه عاطفی خوبی با والدین نداره دچار چنین نگرشی میشه. در این حال کتاب خوندن میتونه مفید باشه یا حتی صحبت با دوستان برای یافتن خود. اما صحبت کردن با مادر و ایجاد شدن حس توجه و عاطفی در کانون خانواده موجب میشه که دوست شما از این رویه خودش دست برداره و متوجه اشتباه خودش بشه. وگرنه با وجود رل نیز همچنان دوست شما اشفته خواهد بود.