اعتقادات
سلام و عرض ادب مادر من در گذشته خیلی خیلی آدم معتقدی بود و حتی چادری. از حدود هفت سال پیش که به یه محله جدید اومدیم اینجا دوستان جدید و زیادی پیدا کرد و هر روز صبح باهاشون پیاده روی میله اما بین این خانم ها افرادی هستن که حرف های مخالف اسلام و انقلاب میزنن و شبهاتی رو مطرح می کنن که همین مورد باعث شده اعتقادات و ایمان مادر من ضعیف بشه ، دیگه چادری نیست ولی بی حجابم نیست ، نماز و قرآن می خوانه ولی اصلا توجه نمی کنه تو قرآن خداوند چی گفته . هر چند وقت شبهاتی مطرح می کنه و من سعی می کنم جواب بدم ولی نه قبول می کنه و نه اصلا گوش میده . به من رو هم قبول نداره و حتی شده بخاطر انقلابی بودنم و حمایت از رهبری مسخره ام کرده. من چطور می توانم به مادرم کمک کنم ؟ خیلی حالم بده .. :(
تیم نوجوانی
سلام عزیزدلم. هرکس مسیر زندگی خودش رو داره. خیلی خوبه که اینقدر نگران مادر هستی اما حق توهین و خشمگین شدن را نداری حتی اگه شمارو مسخره کنه. همان طور که گفتی دوستی با رفیق بد طی ۷ سال در ایشون تاثیر گذاشته است. پس شما باید تلاش کنی این مشکل رو حل کنی البته در حد توانت. مثلا هر روز برای مامان توی شبکه های اجتماعی یه کلیپ قشنگ در مورد معجزه خدا و دین بفرستی. یا حتی باهاش در مورد حضرت زهرا و فلسطین صحبت کنی. گاهی از والدین بخواه تا دسته جمعی یه مسافرت سیاحتی و زیارتی مثل حرم امام رضا یا کربلا بری. خوندن روزانه چندایه قران موجب میشه زنگار از قلب مادر شسته بشه و به خدا نزدیک تر بشه. در مورد رهبری و گرونی و مسایل سیاسی فعلا با مادر گفتگو نکن گلم. فقط در مورد ایمه و نزدیکی به خدا صحبت کن در گام اول. در اخر به خدا توکل کن. حضرت نوح هرچی تلاش کرد اخرش پسرش مسیر خودش رو رفت. پس خودت رو خیلی اذیت نکن. ولی ناامید هم نشو