افسردگی
سلام من قبلا در مورد علائم افسردگی پرسیده بودم و گفته بودید یه رفیق پیدا کنم و بااون برم بیرون و حرف بزنم و منم یه دوست پیدا کردم و باهاش حرف زدم و با هم بودیم. اینم اضافه کنم که کلاس اول تا سوم باهم بودیم و من مدرسه م رو عوض کردم و کلاس هفتم دوباره باهم بودیم. منم بهش اعتماد کردم و حرفام رو زدم و تاحالا ازش چیز بدی نه دیده بودم و نه شنیده بودم و همه میگفتن راز نگه دار هست. ولی تمام حرفای منو یه چند تا چیز دیگه بهش اضافه کرد و رفت به نامادریش گفت و نامادریش هم با مادر من گفت و من فقط محدود تر شدم. الان دیگه میترسم که دوستی پیدا کنم. به هیچ کس اعتماد نمیتونم بکنم و دوست بشم باهاش. یه نفر دیگه هم که دوستم بود و باهم بودیم چند وقت پیش به دوستاش تجاوز کرد و ازش تعهد گرفتن. من خیلی میترسم حتی میترسم به مادرم بگم که کلاس یا مدرسه مو عوض کنه میشه لطفا بهم کمک کنین؟
تیم نوجوانی
سلام عزیزم. ما هیچ وقت بهتون نگفتیم که رازهای شخصی خودتون رو به دوستای خودتون بگید. بلکه در حد درد و دل کردن کافیه. اگه دوست شما هم به فرد دیگری تجاوز کرده است نشون میده که در انتخاب دوستان خودتون محتاط نیستید. قرار نیست با هرکسی دوست بشی و قرار نیست رازهای شخصی خودت را به هر فردی بگی. در درجه اول به والدین بگو اگه انها بهت کمک نکردن به مشاوران یا دوستان مورد اعتماد تا جایی که میشه مورد رو بگو تا کمکت کنند. الان هم نگران نباش. دنیا به اخر نرسیده است. فقط دقت کن که دوستان خوب پیدا کنی و اینکه چیزی رو از مامان مخفی نکن گلم.