نمیتونم فراموشش کنم
سلام من یک پسر ۱۶ ساله هستم پارسال با یک دختری دوست شدم که دختر عمه مادرمه ولی ما رفت و آمد خانوادگی نداریم من هم اون رو نمیشناختم ولی یه رو اس داد خودش اومد سمتم و با من دوست شد خلاصه خیلی با هم صمیمی بودیم تا اینکه ۸ماه گذشت یه روز ی نفر به مامانش گفت ماجرایی مارو چند وقتی ازش خبری نبود منم منتظرش بودم بعد اینکه پیگیری کردم دیدم رفته سراغ یکی دیگه منم یه مدت حالم بعد بودم داشتم خوب میشدم دیدم دوباره اومد سمتم بهم گفت برگرد منم برگشتم و بهم گفت سراغ هیچکسی نرفته همش دروغه گفتم باشه دوباره یک ماه نگذشته بود ول کرد رفت از اون ماجرا ۶ماه میگذره من دو ماه اول خیلی حالم بد بود ولی بهتر شدم ولی الان نمیدونم چم شده انقد تنها شدم که فکرا و خاطراتش همش میاد تو فکرم رفتم پیش روانشناس بهم گفت تایم مشخصی بهش فک کنم تا فکرش بهم حمله نکنه منم این کارو کردم ولی با این روش یه جوری شدم که دلم از دنیا گرفته دیگه حس میکنم کلن با اون دارم زندگی میکنم کلن تو ذهنم روشن شده حالم خییییلی بده از قبلا هم خیلی بدتر نمیدونم چیکار کنم یا چطوری فراموشش کنم من آدم های زیادی رو فراموش کردم ولی نمیدونم چرا نمیشه این یه نفر تو رو خدا کمکم کنید
تیم نوجوانی
سلام عشقم. با ارزشترین چیز در دنیا خودت هستی و کسانی که تو رو دوست دارند. دختر خانمی که نگاه ابزاری بهت داشته و شما رو بازی داده و الان داره با یه پسر دیگه حال میکنه و به ریش شما میخنده واقعا ارزش اینو نداره که حتی بهش فکر کنی. چه برسه به خاطرش گریه کنی و خودت رو به مرز جنون برسانی. پس اول در مورد خودت فکر کن. اینکه افسوس فقط برای کسی جایز است که ارزشمند باشه. گام بعد که افکار خودت رو اصلاح کردی باید خاطرات ایشون رو پاک کنی. اموزش فراموشی عشق سابق رو بخون و اگه نیاز به کمک داشتی تماس بگیر