پسرداییم
سلام. ما خونه ی داییمو که دقیقا بغل خونه ایه که توش زندگی میکنن اجاره کردیم. و من یه پسردایی دارم که ۱۹ سالشه. قبلا وقتی بچه بودم این پسرداییم منو به بهانه های مختلف میبرد تو اتاق و به بدن من دست میزد یا خودشو میچسبوند به من. منم خب بچه بودم همراهیش میکردم ولی بعد از چند ماه که گذشت و اون این کارشو ادامه میداد بهش گفتم اگه دفعه ی دیگه همچین کاری بکنی میرم به مامانت میگم ولی اون گوشش بدهکار نبود و بازم کار خودشو میکرد. منم بچه بودم و اون از لحاظ جسمی جثه ی بزرگتری نسبت به من داشت و منو به زور پیش خودش نگه میداشت... منم خفه خون گرفته بودم چون منو تهدید کرده بود که اگه برم بگم منو میکشه. یه روز مامانم منو با اون تو اتاق دید و منو کلی سرزنش کرد و حتی منو زد و به حرف من باور نمیکرد. بعد از اون از پسرداییم متنفر شدم و شیش سالی میشه که باهاش حرف نمیزنم. الآنم واقعا مجبور شدم که برم تو خونشون زندگی کنم چون شرایط مالی خوبی نداشتیم و داییم باهامون راه اومده بود. هرروز زنداییم و پسرداییم میان خونمون و پسرداییم پیش خانوادم واسه اینکه منو بد کنه مدام بهم تیکه میندازه و میگه آدم باید از کسایی که سر به زیرن بترسه و این حرفا! من واقعا کاریش ندارم فقط باهاش صحبت نمیکنم اما اون مدام با اون زبون کثیفش به من کنایه میزنه، من واقعا حس میکنم افسردگی گرفتم بخاطر این شرایطی که دارم. هی میخواد کاری کنه که من به حرف بیام و فحش بارش کنم اما من این کارو نمیکنم و جواب همه ی این کاراش فقط سکوت منه! وقتی میاد خونمون من میرم تو اتاق خودم ولی بازم با صدای بلند طوری که من بشنوم به من کنایه میزنه. مامانمم که انگار نه انگار. بهش میگم باهاش صحبت میکنم میگم این پسره باید حرف دهن خودشو بفهمه، مامانم همش میگه هیچی نگو زشته ما الان تو خونه اوناییم ? و من باید خفه خون بگیرم! ممنون میشم کمکم کنید.
سالک مجذوب
سلام امیدوارم حالت خوب باشه ببین یادت باشه گذر زمان خیلی چیزارو تغییر میده و قطعا در آینده نزدیکشرایط شما تغییرمی کنه و ممکنه محل زندگیتون عوض شه بنابراین نگران نباش. بهترین کاری که میتونی بکنی اینه که کاملا در ارتباط با پسرداییت بی تفاوت باشی نه محلش بزار و نه به حرفاش گوش بده ، حرفاشم برات مهم نباشه حدالامکان ازش فاصله بگیر و جایی که اون هست نباش و با مطالعه و عبادت وقتت رو پر کن. بعد از یه مدت بامادرت خیلی جدی صحبت کن و این موضوع رو با ایشون در میون بزار. به مرور زمان با پاسخ ندادنت به حرفاش خودش ول می کنه و کاری باهات نداره نزار نقطه ضعف بگیره «تیغی برنده تر از کم محلی نیست» ارتباط با خدای مهربون و کمک ازش فراموشت نشه