من همونیم که گفتم ۱۶ سالنه و یه سال پیش به کسی علاقه داشتم ولی الان یه ساله که نامزد کردم
ببخشید شما انگار یه بخشو متوجه نشدید? اونم اینکه من نگفتم خواهرشون از علاقه من به برادرشون خبر دارن. گفتم که من با ایشون فامیلیم از چند جهت. و مثلاااااا من الان نمونه قبول شدم مطمئنم خواهرش تو خونه باباش این موضوع رو مطرح میکنه چون مدیرمون هم بود و توی ذهن خودم واکنش اون شخص که بهش علاقه داشتمو نسبت به قبولیم تصور میکنم. البته این فقط یه موردشه نمیتونم کامل فراموشش کنم هربار که میبینمش انگار یه جوری میشم آتیش میگیرم? ولی به خاطر گناهش سعی میکنم افکارمو به چیزای دیکه سوق بدم. دارم نسبت به زندگی یجور میشم?
توجه
این سوال به صورت خصوصی ارسال شده است و تنها مالک سوال میتواند پاسخ ان را مشاهده نماید.