چکار کنم
سلام چند روزیه پسری امد خواستگاری بعد مادرم گفت شناسامه تو بیار چون غریبه بود اینا بعدش این شناسامه قرار بود مادرش بیاره و روزبعد مادرش زنگ زد که بیاید خونمون کارتون دارم اینا بعدش مادرم رفت و مادرم گفت که مادر پسر گفته که پسرم چند سال پیش یه زن بی سرپرست امد و پسرم دلش به حالش سوخته و راه داده خونه و بعدش زنه گفته ازت بچه دارم اینا روز بعدش زنه خواسته واسه بچه اسم بزاره کار ثبت احوال شون انجام بده امده دم در و مادر پسره از ترس شناسنامه این پسرش داده که واسه بچه بره ثبت احوال بدون که پسره بفهمه بعد این حرف که من شنیدم دیگه لغو کردم اخه میترسم دورغ باشه بچه مال این اقا باشه و زن داشته و طلاق کرده بعدش من گفتم نه امروز مادرش شناسامه اورد که اسم زنی توش نبود ولی اسم بچه تو شناسامه اقا بوده مادرش میگه پسرم زن نداره این بچه اون نیست بیا بریم ثبت احوال ازمایش بدیم که بچه مال پسر نیست به نظرتون چکار کنم باور کنم لطفا راهنمایی کنید لطفا هرچه زودتر جواب بدید
تیم نوجوانی
سلام عشقم. توصیه میشه تن به این ازدواج ندهید. چون ذهن شما درگیر همین موضوع شده است و همین امر موجب رنجش شما در طول زندگی خواهد شد و بعدا شک های بیشتری به همسر خودتون خواهید کرد. برای مشاوره بیشتر تماس بگیرید.