تناقض مغز و قلب
سلام وقت بخیر قبلا به یه پسر دلباخته بودم(ک هیچ رابطه ایم باهاش نداشتم)ولی کمکم فهمیدم همه چی احساس نیست، و وقتی رفتیم زیر یه سقف باید با اخلاقش زندگی کنم ک به هیچ عنوان نمیتونیم باهم بسازیم چون واقعا دوتا ادم متفاوتیم و خوب میدونید وقتی میبینمش قلبم همچنان ضرب میگیره ولی مغزم ب حدی ازش متنفره ک دوس دارم برم خفش کنم(چون خیلی گریه کردم بخدا حتی قلب درد میگرفتم از شدت ناراحتی_نمره های بدی کسی کردم_ و زندگیمو بیهوده تلف کردم)خسته شدم از تناقض بین قلب و مغزم؛ طرفم منو نمیخواد(۲۰سالشه) و میخوام کمکم کنید قلبمم هیچ توجهی بهش نشون نده، من ادم هدفمندیم و دارم برا هدفم تلاش میکنم و میخوام بعدا ک به سن ازدواج رسیدم با یه آدم شبیه به خودم ازدواج کنم ک زندگیم تلخ نشه، ولی خوب این آقا تمرکزم رو ازم گرفته؛ تمنا میکنم راهنماییم کنید??
تیم نوجوانی
سلام دختر گلم. زمانی که فردی را نمیخواهید باید تمام خاطرات او را از ذهن خود پاک کنید. شماره او را بلاک کنید. بیرون که رفتید دیگر به او توجه نکنید و باهاش حرف نزنید. اموزش فراموشی عشق سابق را بخوانید