سلام وقت بخیر قبلا به یه پسر دلباخته بودم(ک هیچ رابطه ایم باهاش نداشتم)ولی کمکم فهمیدم همه چی احساس نیست، و وقتی رفتیم زیر یه سقف باید با اخلاقش زندگی کنم ک به هیچ عنوان نمیتونیم باهم بسازیم چون واقعا دوتا ادم متفاوتیم و خوب میدونید وقتی میبینمش قلبم همچنان ضرب میگیره ولی مغزم ب حدی ازش متنفره ک دوس دارم برم خفش کنم(چون خیلی گریه کردم بخدا حتی قلب درد میگرفتم از شدت ناراحتی_نمره های بدی کسی کردم_ و زندگیمو بیهوده تلف کردم)خسته شدم از تناقض بین قلب و مغزم؛ طرفم منو نمیخواد(۲۰سالشه) و میخوام کمکم کنید قلبمم هیچ توجهی بهش نشون نده، من ادم هدفمندیم و دارم برا هدفم تلاش میکنم و میخوام بعدا ک به سن ازدواج رسیدم با یه آدم شبیه به خودم ازدواج کنم ک زندگیم تلخ نشه، ولی خوب این آقا تمرکزم رو ازم گرفته؛ تمنا میکنم راهنماییم کنید??