درمورد عاشق شدن
سلام به بخشید من عاشق یکی از مردای سرکوچون شده بودم که یک شب اون منو دید بهم لبخند زد داشت میومد طرفم من فرار کردم از اون روز دیگه خیلی بهم محل نمی دیم بعد به من نگاه می کرد من بالا رو نگاه می کردم همش بهم لبخند میزد ولی تازگی یا بهم یه نگاه گزری میکنه لبخند نمی زنه دیگه بعد من خیلی از مردا میترسم بعد الان ترس اینو دارم برام خواستگار اومده چیزی نگه بره دیگه نیاد
تیم نوجوانی
سلام دختر گلم. اینقدر نگران نباش. اولا تا اون بالایی نخواهد ازدواج شما صورت نخواهد گرفت. در ثانی شما کار اشتباهی نکرده اید که اگر خواستگار شما برای پرس و جو به محله شما امد توسط ایشون زده بشه. همچنین هیچ وقت خانواده همسر از یک نفر سوال نمیکنند و از اکثر کسبه محل سوال میکنند. سعی کن همیشه با خدا رفیق باشی تا خدا هم هواتو داشته باشه گلم.