مشکلات بین زن و شوهر
سلام و عرض خسته نباشید من زندگیم یخورده پیچده هستش بچه طلاقی هستم و در سن ۱۳ سالگی ازدواج کردم پدرم بعد عقد عروسی پشیمون شد منو بده اومد یک هفته بعد عروسیم منو برد بعد ۳ ماه شوهرم اومد دنبالم بعد پدرم منو بهش داد پدرم گفته بود اگه برگردی من دیگه کاری ندارم بهت من گفتم اشکال نداره دوسش دارم میخوام برگردم برگشتم اولش خیلی خوب بود خیلی دوسم داشت و البته رفیق باز بود جونش به اونا بسته بود منو میزاشت خونه پدرش اینا خودش با دوستاش میرفتن خونمون مواد میکشیدن الان ترک کرده یه مدت خوب بود این چند وقت اخیر خیلی بهم توهین میکنه جلوی خانوادش همش کوچیکم میکنه جلوشون منم مجبور میشم جوابش رو بدم همش به خانوادم توهین میکنه میگه مادرت اینطوره پدرت اونطوره من الان سه ساله با پدرم حرف نمیزنم خیلی دوست دارم ببینمش اجازه نمیده خیلی بهم فشار میاره حتی یک بار نشده درکم کنه همش به فکر خودشه الان جلوش هم جون بدم براش مهم نیس اول از همه هرچی میشه به خانوادش میگه من همیشه همچیو اخر از همه میفهمم خیلی ناراحت میشم همیشه بعد دعوا من میرم سمتش پسم میزنه سرم داد میزنه خسته شدم
توجه
این سوال به صورت خصوصی ارسال شده است و تنها مالک سوال میتواند پاسخ ان را مشاهده نماید.