افسردگیوتنهایی
سلاموخستهنباشیدبهمشاورین نوجوانی مندختری۱۶سالههستم بسیاراحساس تنهاییوافسردگی میکنم بسیارزودرنجتر ازقبل شدهام وپرخاشگری میکنم خیلی خستهام کندکارمیکنم من الان برای نمونه دولتی میخوانم ولی نمیتوانم تمرکزداشته باشم وحوصله درسخواندن راهم ندارم کسیازاعضای خانواده ودوستانونزدیکان مرا درک نمیکنند از زندگی بیزارشدهام درجمعکه میروم بیشتراحساس تنهایی میکنم وهمیشه یکجامینشینم ودرصحبتها وگفتوگو هاشرکت نمیکنم بسیار ساکت هستم مناگرناراحت باشم هیچگاه کسی حتی مادرم هم تاشدیدنشودنمیفهمندچون صورتم نشان نمیدهدوهمیشه عادی است کسی نمیفهمدکه در دل من چه آشوبی است وفقط ظاهرعادی مرامیبینند حال روحیم اصلاخوبنیست کمکمکنید
تیم نوجوانی
سلام. تا زمانی که شما حرف نزنید کسی از رنگ پوست شما متوجه نمیشه که در دل شما چه میگذرد. پس خجالت را کنار بگذارید. با مادر خود حرف بزنید و درد و دل کنید. در جمعها با بقیه حرف بزنید. حتی اگه شما را مسخره میکنند هم به گوشه ای نروید و با گوشی بازی نکنید. بلکه خودتان سر صحبت را باز کنید و حرف بزنید. سعی کنید روابط عمومی خود را تقویت کنید ایجوری افراد شما را درک خواهند کرد و از تنهایی بیرون میایی و انرژی میگیری و شاد میشی و اون وقت انگیزه داری درس هم بخونی. و میشی همون دختر شادی که چند سال پیش بودی.