فهرست سوالات

فهرست سوالات

لطفا پاسخ خود را درج نماید.

تنهایی و افسردگی 

سلام اسم من آرزو هست تو بچگی پدرم رو از دست دادم تو 8 سالگی مادر بزرگم پشت پناهم تو سن 14 سالگی عموم که بعد مادر بزرگم تنها کسی بود که درکم می کرد ?من یه ترکم هستم تک فرزند هم هستم نه داداش نه آبجی ندارم مشکل من خانوادمه هر روز خدا دعوا دارن کل خانواده جز عمو هام دو تا بیشتر ندارم ترجیح میدم تو اتاقم باشم تا این که با بقیه باشم امتحان کردم که میگم بهتر تو اتاقم باشم من از بچگی غذا درس کردن خونه داری بلد بودم همین هم یه بهونه شود برا مامانم انگار من خدمت کارشم اون وقت هم میگه تو هیچی کم نداشتی تو رسم ما ترکا ازدواج سن 13 با بالا هست ازدواج نه نشان آوردم اسم گذاشتن رو بچه ها من مشاور هم گرفتم این کار خانوادم رو روح روانم رو اخلاقم اعصابم تعصیر گذاشته هر کاری می کنم بازم آخر دعوا کشیده میشه به من انگار همه فکر می کنم من با هزار تا نفر دوستم به جمله پسر ها والا به خدا من فقد سه تا دوست دارم اونا هم دخترن چند باری هم فکر خود کشی کردم اما نشوده نتونستم بیشتر توضیح بدم چون جا زیادی نبود برای توضیح دادن اما اگه میشه کمکم کنید

 78

تیم نوجوانی

سلام ارزو جان. میدونم سخته بدون بابا و حامیانی که دوستشون داری زندگی کنی اما فعلا بعد خدا مامان پشتیبان شما است. درسته که بهتون سخت میگذره و باید جای بابا همه کارهای خانه را انجام بدهید اما کمی هم مادر را درک کنید که چند سال است بدون پدر دارد زحمت میکشد و زندگی را اداره میکند تا شما هم رشد کنید. اگر بهتون تهمت دوستی نامشروع زده اند حتما در این موضوع رو به مامان بگوید و بگوید که ناراحت میشوید. سعی کنید به مامان این اطمینان خاطر را بدهید که نوجوان پاکی هستید و هدفتون اینه که در نبود بابا سختی را تحمل کنید تا زندگی برای خودتون و مامان راحت تر بگذره. دختر گلم ادم در سختی ها رشد میکنه. خودکشی راهکار نیست. برای مشاوره بیشتر تماس بگیرید.