خانواده
سلام من 13سالمه راستشو بخواین مامان و بابام از اول ازدواج باهم مشکل داشتن بابامم دوست دختر داشت من وقتی هفت سالم شد مامانم سرطان گرفت بعد توی اون مدت بابام به مامانم گفته بود که بیا طلاق بگیریم منم خرجتو میدم چون بابام اصلا برامون خرج نمیکرد یه ماه خوب بود بعد دوباره مثل قبل شد بابام با یه زن اردبیلی دوست بود زنه شوهر داشت یه دخترم داشت بابام منو میبره پیش این زنه بعد از اینکه از این سفر میایم به مامانم میگه چند ماه بهت فرصت میدم خونرو خالی کنی ما هم اساس کشی میکنیم و میریم از پیش بابام بعد مامانم هم خرجمونو با تدریس و... میداد بعد یه مدت که ما دوباره باید اساس کشی میکردیم مامانم با بابای شاگردش رابطه داشت اول خواهر برادری بود بعد که این اقا اومد مامانم نسبت به من بی توجه بود یبار به من گفت با این اقا کات کردم اما کات نکرده بود فقط اسمشو تو گوشیش عوض کرده بود من خیلی شکاکم سر این چت کردن های بابام و مامانم دارم داغون میشم میترسم مامانم با شوهر مردم رابطه داشته باشه هر کاریم میکنم که بهش فکر نکنم نمیشه چون یبار گوشی مامانمو دیدم فهمیدم رفته پیش اون اقا بیشتر اوقات تنهام
تیم نوجوانی
سلام دختر گلم. واقعا شرایط شما سخته. هم پدرتون به مامان خیانت کرد و هم الان مامان شما احساس نیاز جنسی میکنه و ممکنه با مرد دیگری رابطه داشته باشه. با توجه به انکه شما نیازمند حمایت مامان و بابا برای گذر از نوجوانی هستید پس بهتون توصیه میشه لطفا به خودتون فشار نیاورید و با کنجکاوی خودتون رو کنار بزارید. لطفا روی اینده خودتون فوکوس کنید. اینکه الان خوب درس بخونید و یک شغل با درامد مناسب پیدا کنید. یا تابستون امسال هنری رو یادبگیرید تا در کنار درامد ذهن شما هم مشغول بشه. در اخر با مامان خودتون خصوصی حرف بزنید و بگوید که احساس میکنید که چند وقتی است که دیگه بهم توجه نمیکنی. بعد کم کم ادامه بده و بگو که از وقتی با اون اقا ملاقات داشتی این حس بهم دست داده. بهش بگو الان نیاز داری که بیشتر دیده بشی و بهت محبت بشه. شک نکن که مامان بیشتر هوای تو رو خواهد داشت گلم. در اخر بعد نمازهات دعا کن و از خدا بخواه که بهت صبر بده و زودتر از این بحران بیرون بیایی.