مشکلات خوانوادگی
سلام.نمیدونم از چی بگم اصن از کجا بگم . با پدرم خیلی مشکل دارم اصن احساس تنفر میکنم ازش.هرچی بهش میگم لجبازیمو میکنه،از بیرون خیلی خونواده دوست بنظر میاد ولی تو خونه اذیتمون میکنه.نه اینکه کتکمون بزنه نه ولی خیییلی لجبازی میکنه و هی مامانمو بهش حرف میزنه بخاطر خونوادش(با خونواده مادریم مشکل داره) مادرمم بعضی وقتا جوابشو میده و دعوا میشه.کلا خیلی تنش توی خونوادمون هس.مثلا بیرون که میبرتمون یا یه چیزی میخره برامون ،باهامون سرسنگین میشه و انگار مثلا ارث باباشو خوردیم.دارم نابود میشم نمیدونم چیکار کنم اصن نه درس میتونم بخونم نه کار دیگه ای انجام بدم . همینجور از صب تا شب و شب تا نصف شب اینور اونور ولو افتادم و عین یه تیکه گوشت از اینور به اونور میوفتم.روحیم نابوده و هیچ امید و انگیزه ای ندارم.برا مامانمم خیلی ناراحتم ،پاسوز ما میشه.اگه من و خواهرام نبودیم اونم تا الان خودشو نجات میداد و طلاق میگرفت . درضمن این تنش خونواده رو منم اثر گذاشته و مدام با همه حتی معلمام دعوا میکنم .قدرت تصمیم گیری تو انتخابام و تمرکزم رو هم از دست دادم.لطفا کمکم کنید.
تیم نوجوانی
سلام دختر گلم. واقعا نمیتوانید برای این دعوای خانوادگی کاری انجام بدهید و توصیه میکنم اصلا وارد دعوا مامان و بابا نشوید. بهترین راهکار اینه که اولا مونس مامان باشید و کمتر بی قراری کنید تا مامان هم اذیت نشه. در ثانی سعی کنید اعصاب خود رو با برقراری روابط با دوستان خودتون تا حدودی کنترل کنید. اینجوری تا حدی استرس خودتون رو کاهش میدهد و با دوستان خودتون کمی حرف میزنید و تفریح میکنید و سبک میشوید. اما اگر بخواهید با اطرافیان هم پرخاشگری کنید خودتون تنهاتر خواهید شد.