فهرست سوالات

فهرست سوالات

لطفا پاسخ خود را درج نماید.

تنهایی،ناراحتی 

دیگه برا خانواده ام مهم نیستم.اصلا حواسشون نیست.همش به برادر کوچیکم اهمیت میدن.خواستم درد و دل کنم که جنس مخالف و انتخاب کردم.کسی که بشناسمش!بعد از چند وقت فهمیدم خیلی بهش وابسته شدم و نمیتونم ترکش کنم،یه حس خوبی بهش داشتم نمیتونم بگم عشق چون تو سن ما معنی ای نداره ولی میتونم بگم دوسش داشتم.اما اون راحت رفت و براش مهم نبود.من همینطوری خیلی داغون بودم با رفتن اون دیگه نابود شدم.با خانواده ام بار ها خواستم حرف بزنم ولی جوابی از طرف اون ها نمیشنیدم.یه مدت خیلی داغون تر از قبل شدم دوستام ام بی دلیل ازم فاصله گرفته بودن.برا هیچ کس مهم نبودم.برای همین تصمیم گرفتم از همه فاصله بگیرم؛گوشه گیر شدم،از اتاقم بیرون نمیام،با کسی حرف نمیزنم،فقط هم موزیک گوش میکنم.شش ماهه تمام زندگیم شده موزیک و گیتار هیچی دیگه خوشحالم نمیکنه بار ها امتحان کردم اما نشد.نه مسافرت،نه بیرون رفتن با دوست،نه تفریح های هیجان دیگه‌ نمیدونم چه کار کنم!فرار از خونه؟!خودکشی؟!دیگه هیچ حسی به هیچی ندارم!!زندگی برام‌تلخ شده و واقعا مرگ برام لذت بخش تر از هر چیزی شده برام

 66

تیم نوجوانی

سلام دختر گلم. شما توانایی صحبت با خانواده را ندارید و از طرفی هم ضربه سختی از یک رابطه زودگذر با یک پسر خورده اید و چون مهارت دوست یابی ندارید فشار شما بیشتر شده و الان به فکر خودکشی افتاده اید. گام اول این باشه که ترس رو کنار بزاری و در مورد نیازت با مامان حرف بزنی. اگر واقعا شما رو درک نکردن از مشاوران کمک بگیری. گام دوم هم این باشه که با دوستان هم جنس خودت رابطه ات رو قوی کنی. حتی اگه شده با انها مجازی بازی کنید یا مجازی تمرین گیتار و موسیقی کنید. برای تابستون خودت یک برنامه جور کن به جای انکه از همه فاصله بگیری. برای مشاوره بیشتر تماس بگیرید.