فهرست سوالات

فهرست سوالات

لطفا پاسخ خود را درج نماید.

حالم خوب نیست 

خانوادم بهم اهمیت نمیدن همش یا خواهر بزرگم یا خواهر کوچیکم ،اصلا منو حساب نمیکنن؛بابام بهم میگه دروغ گو و حرفمو باور نمیکنه،مامانم کتکم میزنه ،مامانم تو دعوا های منو خواهرام دخالت میکنه و همیشه منو مقصر میدونه همیشه کتکم میزنه،میره به بابام در موردم دروغ میگه و بابامم فقط حرف اونو باور میکنه توی خرید لباس و حالا چیزایی که لازمه داشته باشیم همیشه برد خواهرام سنگ تموم میذارن،اونا هرچی دلشون میخواد میتونن بخرن اما من باید حواسم به جیب مامان بابام باشه حتی چیزایی که واقعاً نیاز دارم رو ندارم من حتی یدونه رفیقم ندارم همش باخودم حرف میزنم و دردامو به خودم میگم بعدشم گریه میکنم،به خودم پیام میدم مثلاً خودم رفیق خودمم؛تولد خودمو تبریک میگم، درد دل میکنم،به خودم پیام میدم میگم که خیلی دوسش دارم... و خیلی چیزای دیگه میدونم پیشنهادتون اینه که با مشاوراتون صحبت کنم‌ اما اگه میتونستم واقعاً این کارو میکردم فقط دام میخواست به یکی که نشناستم از غمای توی دلم بگم تا خالی بشم ممنونم که پیام منو میخونین♥︎ راستی ..14سالم‌هست

 93

تیم نوجوانی

سلام دختر گلم. شما تنها نیستی و خیلی از نوجون ها با تبعیض والدین خودشون مواجه میشن. اما نکته اینه که چرا به اینجا رسیده اید. چرا پدر و مادر فکر میکنند شما دروغگو هستی و چرا بهت اعتماد ندارن. لطفا اول ریشه یابی کن که چه عاملی موجب شده که اعتماد رو نسبت به شما از دست بدن. با مامان حرف بزن و بگو چرا بهت اعتماد ندارن. وقتی دلیل رو متوجه شدی حالا میتونی ریکشن نشون بدی و اعتماد انها رو جلب کنی و ارامیش بیشتری توی زندگی خودت داشته باشی.