نادیده گرفته شدن
با سلام و عرض ادب و خسته نباشید خدمت شما من همیشه از بچگی نادیده گرفته شدم . وقتی پنج سالم بود خواهرم به دنیا آمد و الان ۱۴ سالمه ...از وقتی خواهرم به دنیا آمد همه نسبت به من بی اهمیت شدن .دیگه هیچ کدوم از فامیلا و خانوادم باهام مثل قبل رفتار نمیکردن ...از اون موقع من نادیده گرفته شدم ولی اهمیت ندادم با خودم گفتم بیخیال ! اون بچه اس بخاطر همین بیشتر تو چشمه انقدر بیخیال شدم که دیگه خسته شدم ...همش پدر و مادرم گفتن هیس حرف نزن خواهرت از تو یاد میگیره فلان کارو نکن بهمان کارو نکن بعضیوقتا با خودم میگم من بچگی کردم ینی ؟!?همیشه به زور مجبور شدم با خواهرم بازی کنم و حالا هم که میگه تو اصلا با من بازی نمیکنی?اره الان باهاش بازی نمیکنم چون میدونم که اینبارم میخواد نوجوونیمو نابود کنه ...اون باعث شد که بچگیام نابود بشه ، جالب اینجاس که مامانمم همیشه میگه تو بچگی کردی نزاشتی کاری بمونه . یکی نیست به مامانم بگه شما که اصلا حواستون به بزرگ شدن بچه اولتون نبود ، فق ۵ سال باهاش بودین ۵ سال .... درست زمانی که نیاز داشتم پیشم باشن و به حرفام گوش کنن نبودن ....هیچ کس نبود .تنها بودم ، من به کمتر کسی اعتماد میکنم که حرف دلمو بهش بگم شاید فکر کنین که من خیلی بچه م که این فکرارو میکنم ?ولی موضوع فقط خواهرم نیست حتی معلمام هم استعداد ها و تلاش های منو نمیبینن ...دوستام ازم فاصله گرفتن ! دیگه من از جمع فامیلا و دوستا و خانواده متنفرم نمیخوام برم و باهاشون حرف بزنم و ...! اینکه الان از ازدحام میترسم. نتیجه اینه که خیلی کم بیرون میرم نه از قرنطینه ...از ۷ سالگیم ! همیشه خونه بودم ...کارایی که میخواستمو نکردم . بعضیوقتا انقدر عصبانی و ناراحت بودم که قابلیت کشتن آدما رو داشتم ولی ...فقط سکوت کردم ...فقط سکوت ! هیچ کس نبود تا آرومم کنه ...بهش اعتماد کنم . به حرفام گوش کنه . هیچ کس ! ممنون که وقت گذاشتید و خوندید. ازتون میخوام راهکاری بدید تا این حس تنفر و ترس از اجتماع ازبین بره خیلی ممنون . ??
تیم نوجوانی
سلام دختر گلم. شما دچار احساس تنهایی و افسردگی شده اید. تا حدی والدین مقصر هستند اما بیشتر از ان خودتون مقصر هستید ! چون چند سال است به مامان راز دل خودتون رو نگفته اید و به جای انکه با دوستان هم سن خودتون رفیق بشید و باهاشون بازی و شوخی کنید از همه فاصله گرفته اید و فکر میکنید هیچ کس شما رو درک نمیکنه و به هیچ کس هم اعتماد نمیکنید و نتیجه اش میشه حال فعلی شما. پس اول با مامان خصوصی حرف بزنید و بعدش چندتا رفیق خوب برای خودتون پیدا کنید تا حال دلتون عوض بشه. برای مشاوره بیشتر میتوانید تماس بگیرید.