سلام و عرض ادب✋ می خوام بگم که من خیلی ناراحتم از اینکه به دنیا اومدم.یعنی همه اش می پرسم اگه قرار نباشه کاری تو دنیا بکنم برا چی به دنیا اومدم؟من کلی آرزو های بزرگ و کوچیک تو زندگیم دارم و اصلاً دوست ندارم تا وقتی به آنها نرسیدم بمیرم.من خیلی از مامانم تنفرم به خاطر اینکه منو به دنیا آورد. تازه بد تر از اون،وقتی فهمیدم چطوری به دنیا اومدم کلی خجالت کشیدم از به دنیا اومدنم?.من از مامان و بابا و داداش بزرگم متنفرم و حتی گاهی از داداش کوچیکم که اصلاً 6 سالشه?.من خیلی دلم می خواست تو یه خانواده ی پولدار و مهربون و خیلی خوب به دنیا می اومدم و پسر بودم?.خیلی از دست خدا ناراحتم که تو این خانواده به دنیا اومدم.اصلاً بعضی وقتا فکر می کنم خدا یادش نیست که من تو این دنیا هستم و با اینکه خدا خیلی به من لطف داره و من کلی بدهکار خدا هستم.چون نماز هم نمی خوانم?.ولی از مادرم بدم می آید ولی دلم نمی خواهد بمیرد.من از شنیدن صدای مادرم هم گاهی اوقات عصبی می شوم.دلم می خواست پسر بودم چون به مظرم بهترن.هر چی بچه تر بودم بیشتر دلم می خواست پسر باشم ولی الان که دارم بزرگتر میشم داره عشقم به پسر بودن کمتر میشه.لطفاً بهم بگید چی کار کنم؟ممنونم?
پاسخ مشاوران