انزوا و افسردگی
سلام و عرض ادب خدمت پرسنل عزیز و بندگان خوب خدا!! بنده مدتی هست افسردگی شدید پیدا کردم و هیچ چیز خوشحالم نمیکنه. قبلاً ها که جوانتر بودم در سن نوزده یا بیست سالگی هم یک بار به مدت تقریباً یک سال در اعماق انزوای شدید قرار گرفتم و راه حلی هم برایش پیدا نکردم تا اینکه به تدریج خوب شدم. البته اون موقع ها تا حالم دگرگون میشد همیشه دو رکعت نماز میخوندم. اما حالا دیگه حتی نماز یومیه خودم رو حوصله ندارم بخونم. حتی برای بهتر شدن حال روحی به مسجد هم میرم برای نماز اما متأسفانه افاقه نمیکنه. اصلأ از خودم واین دنیا بدم اومده. همین مدیتیشن میکنم و در آرزوی یک روز خوب انتظار میکشم ولی هنوز منزوی هستم. علاقه شدید به کتاب خواندن دارم بخصوص علوم غریبه و حتی تا باز کردم چشم بصیرت هم پیش رفتم ولی حالا مدتی هست که این درد بی درمون افسردگی سراغم اومده و کلا موندم با خودم چیکار کنم. از خودم خندم میگیره منی که آنقدر قدرت تکلمم زیاده که وقتی کسی تا سرحد خودکشی رو رام میکنم الان خودم منزوی شدم. البته یک مورد دیگه رو هم بگم شاید علتش این باشه. چند روز پیش مادرم که از درد آرتروز رنج میبرد رو با متافیزیک در چند دوره درمان کردم. فکر میکنم علت انزوای که دچار شدم اون باشه چونکه دقیقا بعد از درمان مادرم اول دچار سرگیجه و ضعف شدم و حالا این!! به نظرم آماده نبودم برای این کار و عجله کردم. اگر شما عزیزان راه حل رو میدونید راهنمایی کنید تا یه بنده خدا رو از انزوا در بیارید. براتون آرزوی چرخه ای بزرگ توام از قدرت و سلامت خواستارم. انشالله در سرای عبدی با یگانه معمار هستی در شادی شریک بشید و آنچه لایق اش هستید برسید. (امین)
تیم نوجوانی
سلام پسر گلم. اگر واقعا حرفه ای هستید تمرینات پاکسازی چاکراهای بدن را به مدت ۲ هفته انجام بدهید. اگر خوب شدید به معنی ان است که متدی که برای درمان استفاده کرده اید اشتباه بوده است. دقت کنید گاهی تمام این موارد تلقین است. واقعا شما که ۲۰ سال دارید و با نماز و مسجد و دعا و خدا حال نمیکنید و احساس تنهایی میکنید چون تنها یک بعد معنوی را نگاه کرده اید. برای داشتن روح سالم باید هم بعد جسمی و هم روحی خوتون رو پرورش بدهید. مثلا هفته ای یکبار با دوستان خود پارک یا طبیعت یا استخر یا کوه بروید. انگاه احساس تنهایی شما حل خواهد شد. برای مشاوره بیشتر تماس بگیرید.