مادرم را خیلی دوست دارم امّا...
سلام علیکم و رحمة اللَّه من قبلا درباره مادرم با عنوان«پدر و مادرم»صحبت کرده بودم و شما فرمودید چون پدرت بد بوده،پس تو نباید کارهایی که اون میکرده رو بکنی تا خانواده کمتر بهت گیر بدن.راستش مادرم کلا خیلی به من سخت میگیرن.نمیدونم حس میکنم یه خورده ازم خوششون نمیاد.وقتی خواهر بزرگم یه کارایی رو میکنه مادرم چیزی نمی گن.ولی وقتی من همون کار هارو میکنم،بهم ایراد میگیرن.جلوی خواهر و برادرام منو کوچیک میکنن.اگر خواهرم کار بدی بکنه،مادرم سعی میکنن تو اتاقش بهش تذکر بدن.ولی من کاری میکنم،جلوی همه بهم تذکر میدن و من واقعا اذیت میشم.بعضی وقتا بد منو جلوی فامیل میگن.وقتی ازشون می پرسم چرا اینو به خواهر گرفتید،یا چرا اونروز جلوی همه این حرف رو زدید من خیلی ناراحت شدم،میگن من مادرتم دوست داشتم این جوری بگم.این اتّفاقات هم باعث شده خواهر و برادرام بعضی وقتا بهم بی احترامی کنن.من خیلی ازشون بزرگتر هستم،ولی اونا به خودشون اجازه میدن بهم بی احترامی کنن.مادرم هم گاهی اوقات بهشون یه تذکر میدن ولی گاهی اوقات کاری نمیکنن.حتی بعضی وقتا وقتی میگم داداش اینجوری کرد،مامان میگن خوب کرد.خیلی شرایط سختیه که مامانم پشتم نباشه،نه تو فامیل،نه تو خونه،نه تو مدرسه،اینجوری حس میکنم منو به چشم یه بچه میبینن.ولی برعکس من خیلی به خواهرم احترام می ذارن.واقعا دلیل این تفاوت رو نمیدونم.من سعی برای بهتر شدن اوضاع کردم.کمک مامانم میکردم،باهاشون مهربون بودم،حتی اگر ناراحت میشدم سعی میکردم جلوی مامانم،به روی خودم نیارم ولی نشد.و قتی تنهایی گریه میکنم،پدرم که نیست،پس نیاز دارم مادرم منو آروم کنن و باهام حرف بزنم.ولی مامانم نمیان پیشم.با اینکه میدونن دارم گریه میکنم.حتی یه بار هم منو زدن و با عصبانیت گفتن چته؟چرا اینقدر گریه میکنی؟با مشاور صحبت کردم،مطالبی در این باره خوندم،خیلی کارا ها کردم ولی خیلی اثر نکرد.نامه هم خیلی روی مادرم تأثیر نداره.یه بار هم اتاقم رو تزیین کردم،پنکیک پختم،کادو درست کردم و یه جشن کوچیک دونفره گرفتم تا مادرم بدونن خیلی دوستشون دارم.الحمدللَّه یه خورده اوضاع بهتر شد.حس میکنم مادرم فکر میکنن من احساس ندارم و ناراحت نمیشم،یا اگر ناراحت میشم،الکیه.خیلی گریه کردم.خواهش میکنم بفرمایید چی کار کنم؟ من راه های زیادی رو امتحان کردم.من دختر هستم و۱۷سالمه.با تشکر ه
تیم نوجوانی
سلام دختر گلم. اگه همه راهکارها رو رفته اید حالا وقتش هست که از واسط استفاده کنی. گاهی مامان به شما همه چیز رو نمیگه. اما به خاله یا مشاور شما جزئیات رو بیان میکنه. پس اگه تو فامیل شما خاله یا عمه هست مشکلتون رو بهش بگید و بخواهید تا با مامان صحبت کنه. اما اگه فامیل کمکتون نکرد و شما رو مسخره میکنه از مشاور خودتون بخواهید تا تلفنی با مامان صحبت کنه. انشالله مشکل شما هم حل میشه