سلام ، من ، تو خیالاتم همیشه به یه خطی فکر میکنم که پایان داره، اون خط فقط حرکت میکنه و من فکر میکنم اون خط ، خط عمر من هستش و هر لحظه حرکت میکنه و برگشت نداره ، مثلا الان که دارم این نوشته رو مینویسم فک میکنم که دارم وقتم و تلف میکنم ، این تفکر در باره ی زمان به من اجازه نمیده که تفریح کنم و یا سرگرمی داشته باشم ، این تفکر برای من دستور میده که باید هر لحظه کتاب بخونم یا کار مفیدی انجام بدم ، این حس به من اجازه نمیده از زندگیم لذت ببرم و یا سرگرمی و تفریح داشته باشم و من در این حالت کلافه میشم و این حس دست از سر من برنمیداره مثلا وقتی میخوام یه تفریحی انجام بدم اذاب وجدان میگیرم