فهرست سوالات

فهرست سوالات

لطفا پاسخ خود را درج نماید.

عشق بد موقع 

سلام من دخترم 17 سالمه و عاشق فرماندم شدم که 23 سالشه هر دو همو دوست داریم و میگه میخواد بیاد خواستگاریم اما من میترسم و نمیزارم چون مذهبامون فرق میکنه ولی اون میگه مهم نیست حتی اگه مسلمونم نبودم مسیحی بودمم دوسم داشت بازم همه چی جور در نمیاد مثلا اگه امسال بیاد خانوادم اجازه نمیدن ردش می کنن بعد نمیزارن من برم دانشگاه بهش گفتم صبر کنه دانشگاه قبول بشم اونم قبول کرده اما احتمال اینکه بهم برسیم خیلی کمه اونم وقتی تردید منو دید بهم گفت تا اسفند فقط حرف میزنیم اگه به درد هم نخوردیم هر کسی میره راه خودش?ولی اگه باهاش حرف بزنم جوابمو میده حالا این مسئله و مسئله مجازی شدن خیلی رو درسام تاثیر گذاشته و من همیشه رتبه اول کلاس بودم ولی الان انگیزه ای برا درس خوندن نمونده نمیدونم چیکار کنم انقد بهش فکر کردم مریض شدم و چند روزه حالم خیلی بده ولی بهش نگفتم چون اگه بفهمه میگه نمیخواد آسیبی به من و درس خوندنم بزنه و هی غصه میخوره

 140

تیم نوجوانی

سلام. اگر واقعا نامزد شما عاشق شما باشد و شرایط شما را درک کند یک سال براتون صبر میکند تا شما وارد دانشگاه شوید. اما مشکل شما چیز دیگری است. ممکن است خانواده شما به خاطر تفاوت در مذاهب با ازدواج شما مخالفت کنند. پس اول با مامان خودتون صحبت کنید و به صورت غیر مستقیم این سوال رو مطرح کنید. اگر مخالف بودن که همه چی تموم است. اما اگه موافقت کردند باید به نامزد خود بگوید تا ورود به دانشگاه صبر کنند. دقت کنید اگر الان ازدواج کنید و دانشگاه استان دیگری قبول شوید دچار مشکل خواهید شد. پس بهتره تا قبل از ورود به دانشگاه تمرکز خودتون رو روی درس ها قرار بدهید تا به هدفتون برسید و سپس به سراغ انتخاب کیس مناسب بروید.