جداشدن مادر و پدر
من مادر و پدر جداشدن و بابای من از مامانم وقتی که جداشدن خیلی بدش اومد دیگه نزاشتی ما بریم پیشش ولی بعضی مواقع ها که می بود دنبالمون تا بریم پیشش گذاشت من مادرم را خیلی دوسش دارم و مادر من ازدواج کرد تا پول در بیاره و مادر من وقتی ازدواج کرد رفت یک شهر دیگه مادر بزرگ من یعنی مامان مامان من گفت :«مادر شما بچه ها را دوست ندارد و یک روز مادر شما به من گفت من خودمو فدای بچه هام نمی کنم کاری می کنم اما خودشون را فدای من کنند»مادر من یک روز اومد خونه مادرش و خواست بیاد مارا ببیند وقتی که بابای من خونه نیست بیاد و مارا ببند و بره من بهش گفتم بیاد ولی وقتی به ابجیم گفتم رفت به مادر من گفت من تورا دوست ندارم نیا پیش ما تو ما را در کودکی ول کردی و رفتی و علان ۵سال است که رفته امسال تموم بشه میشه ۶سال من باید چی کار کنم ؟؟؟؟؟؟؟ ?????????????????????????????????