فهرست سوالات

فهرست سوالات

لطفا پاسخ خود را درج نماید.

ترک از خانواده 

من ۱۴ سالمه . هیچ کس بهم اهمیت نمیده حتی مادرم هیچ کس هم بهم محبت نمیکنه همیشه مامانم به دو تا داداشم محبت میکنه با اینکه همسر و بچه دارن، چند بار خواستم خود کشی کنم ولی نتونستم حتی بند هم پیدا کردم که خودمو به پنکه اویزون کنم و بمیرم ولی نتونستم .چند بار خواستم از خونه فرار کنم و خودمو توی دریا غرق کنم ولی نتونستم . اینقدر حالم بده که همیشه روی تختم دراز کشیمو سرم تو گوشیه میکنم تا نخوام با کسی حرف بزنم حتی اشتها هم ندارم که غذا بخورم . به خاطر اینکه بهم محبت نمیکنن من هم کمک مامانم نمیدم و بهم میگه تنبل و خیلی زود عصبانی میشم که هم بهم میگن زبون دراز . شب ها همش تو اتاقم زیر پتو گریه میکنم و از خدا میخوام منو بکشه . من خیلی دوست دارم کسی بهم گل بده در طول این چهارده ساله که روی زمینم فقط یک بار خودم برای خودم گل خریدم البته برام تولد میگرن اما خودم میگم . حس میکنم هیچ کس منو دوست نداره و براشون مهم نیست که باشم یا نباشم . حتی مامانم جلوی دختر عمم و زن داداشم گفت من از چشش افتادم. الان دو روزه که باهام حرف هم نمی زنه .

 49

تیم نوجوانی

سلام دختر گلم. با فرار از خونه و خودکشی که مشکل شما حل نمیشه. ممکنه توی یه دوره ای از زندگی خودتون زیر فشار باشید اما روزهای خوب در انتظار شما است. واقعا چرا باید فکر کنید که هیچ کس شما رو دوست نداره ؟ مامان شما ممکنه داداش ها رو بیشتر دوست داشته باشه و از انجایی که شما بهش کمک نمیکنید برای انکه به شما خشم خودش رو نشون بده بهتون کم توجهی کنه. باور کنید خیلی راحت میتوانید این سو تفاهم ها را با صحبت برطرف کنید. کافی است همین صحبت ها را به صورت خصوصی با مامان خود انجام بدهید تا ببنید که چه واکنشی نشون خواهد داد. برای مشاوره بیشتر میتوانید با ما تماس بگیرید.