شهید علیاکبر رحمانیان
دینداری شهدا
نوجوانی شهدا
تازه از مدرسه برگشته بود. آمد پیش من و گفت: مادر! اگه یه چیزی بخوام برام میخری؟ با خودم گفتم؛ حتماً دستِ دوستاش یه چیزی- خوراکی¬ای دیده، دلش کشیده. گفتم: بگو مادر، چرا نخرم! گفت: کتاب نهجالبلاغه میخوام. اون موقع(دوران طاغوت) کم کسی پیدا میشد اهل قرآن و نماز باشه، چه برسه به نهجالبلاغه! هر طوری بود بعد از چند روز، مقداری پول جور کردم و بهش دادم. وقتی از مدرسه آمد دیدم در پوست خودش نمیگنجه؛ کتاب بزرگی دستش بود، فکر نمیکردم برا خوندنش وقت بذاره؛ اما از اون روز به بعد همیشه باهاش بود، حتی توی جنگ.
دوقلوهای جنگ، ص 72
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
هر که میخواهد دانش حضرت آدم و بینش نوح و برادری ابراهیم و پارسایی عیسی و خشم موسی را ببیند، به علیبنابیطالب ع بنگرد.
منتخب میزانالحکمه، ص39، ح439