نوجوانی شهدا

نوجوانی شهدا

شهید ابراهیم امیرعباسی

یاری رساندن به هم‌نوع

نوجوانی شهدا

مادر بهش گفت: ابراهیم! سرما اذیتت نمی‌کنه؟ گفت: نه مادر، هوا خیلی سرد نیست. هوا خیلی سرد بود، ولی نمی‌خواست ما را توی خرج بیندازد. دلم نیامد؛ همان روز رفتم و یک کلاه برایش خریدم. صبح فردا، کلاه را سرش کشید و رفت. ظهر که برگشت، بدون کلاه بود. گفتم مادر کلاهت کو؟ گفت: اگر بگم دعوام نمی‌کنی؟ گفتم: نه مادر؛ مگه چیکارش کردی؟ گفت: یکی از بچه‌ها توی مدرسه‌مون با دمپایی میاد! امروز سرما خورده بود، دیدم کلاه برای اون واجب‌تره.

ساکنان ملک اعظم، منزل امیرعباسی، ص5

امام علی علیه السلام

آنچه را به دست می‌آوری ببخش تا مورد ستایش قرار گیری.

غرر الحکم، ح4716