فرار از گناه

فرار از گناه

شهید محمد‌علی رجایی

رییس جمهور

خواهش

فرار از گناه

آمده بود مهمانی، سر سفره هم نشسته بود، امّا دست به غذا نمی‌زد. زن‌دایی پرسید: «محمدعلی! مگه گرسنه نیستی؟» همان‌طور که سرش پایین بود جواب داد: «می‌تونم یه خواهشی از شما بکنم؟ می‌شه چادرتون رو سرتون کنید؟!» آن روزها یازده دوازده سال بیشتر نداشت.

کتاب سیره شهید رجایی، ص 34

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)

ای فرزند آدم، از آنچه خدا حرام کرده اجتناب کن و عفت داشته باش تا از اهــل عبادت خدا محسوب گردی.

ارشاد القــلوب، ترجـمه طباطبایی، ص75-74