شهید علی حسینی
شهید علی حسینی

یا حبیب قلوب الصادقین

با اینکه ما خودمان به پول آدامس‌فروشی نیاز داشتیم، ولی گاهی اوقات علی اجازه نمی‌داد من یا خودش فروش کنیم. وقتی می‌دید بچه‌ای از خودش فقیرتر است و وضع و حالش از ما بدتر است، او را جلو می‌فرستاد و می‌گفت: «تو برو و تو اون ماشین آدامس و شکلاتت را بفروش!» خودش کنار می‌ایستاد و نگاه می‌کرد. من از این کار علی خیلی خوشم می‌آمد. با اینکه علی آن موقع شاید کلاس دوم یا سوم ابتدایی بود، من همه کارهایش را بی‌‌بروبرگرد قبول داشتم. می‌دانستم درست عمل می‌کند.

منبع: به نقل از خواهر شهید، کتاب دا، ص51
قرآن کریم

و دیگران را بر خویشتن مقدم می‌دارند؛ هر چند خودشان نیازمند باشند... .

منبع: سوره حشر، آیه9