شهید علی صیاد شیرازی
نوجوانی شهید علی صیاد شیرازی
نوجوانی شهدا
هر چقدر به بچهها میگفت «کمتوقع باشید»، خودش چند برابر رعایت میکرد. مادرش میگوید: علی آبگوشت نمیخورد. یک بار که از مدرسه آمد، من توی حیاط بودم. دیگ آبگوشت را گذاشته بودم روی چراغ و داشتم لباس میشستم. آمد و گفت: عزیز! گشنمه، ناهار چی داریم؟ گفتم: آبگوشت، علی جان؛ ببخشید دیگه کار داشتم، وقت نکردم چیز دیگهای درست کنم. بچهام هیچی نگفت. میدونستم آبگوشت دوست نداره. سرش را پایین انداخت و رفت توی آشپزخانه. دنبالش رفتم. دیدم کتری را پر کرد و گذاشت روی چراغ و چایی دم کرد. بعدشم چایی را شیرین کرد و با نون خورد و رفت خوابید.
خدا میخواست زنده بمانی، ص160
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
خشنودی خدا در خشنودی پدر و مادر، و دلگیری خدا در دلگیری آنهاست.
نهجالفصاحه ، ص503، ح1665