جنس لباس ۱
لباس و پوشش
در دنیا جنس لباس از چرم و پنبه و کتان و پشم و مو و ابریشم و امروزه پلاستیک است. بهترین جنس در تئوری اسلامی، پنبه است. لباس نرم یکی از درمان ها و درمان لاغری است. در روایت آمده است: الْبَسُوا ثِيَابَ الْقُطْنِ فَإِنَّهَا لِبَاسُ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ هُوَ لِبَاسُنَا[12] یعنی لباس پننبه ای بپوشید زیرا لباس پیامبر(ص) و لباس ما است. امروزه در دنیا میدانند که بهترین لباس پنبه است. در درجهی دوم کتان است: الْكَتَّانُ مِنْ لِبَاسِ الْأَنْبِيَاءِ وَ هُوَ يُنْبِتُ اللَّحْمَ[13] یعنی کتان از لباس های انبیاء است و گوشت میرویاند. لاغری یک بیماری و نشانهی بیماری است که لباس کتان آن را درمان میکند. امروز در دنیا گران ترین لباس، پشم است. همین «فاستونی» از پشم و مواد شیمیایی تشکیل میشود. هرچه پشم آن بیشتر باشد جنسش بهتر و گرانتر محسوب میشود ولی اسلام با پشم مخالف است. در روایت آمده است: أَنَّهُ رَأَى قَوْماً يَلْبَسُونَ الصُّوفَ وَ الشَّعْرَ فَقَالَ الْبَسُوا الْقُطْنَ فَإِنَّهُ لِبَاسُ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ كَانَ أَفْضَلَ مَا يَجِدُهُ ص وَ هُوَ لِبَاسُنَا وَ لَمْ يَكُنْ يَلْبَسُ الصُّوفَ وَ لَا الشَّعْرَ فَلَا تَلْبَسُوهُ إِلَّا مِنْ عِلَّةٍ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَالَ وَ أَنْ يُرَى أَثَرُ نِعْمَتِهِ عَلَى عَبْدِهِ[14] یعنی حضرت علی (ع) عده ای را دید که لباس پشم و مو پوشیده بودند فرمود لباس پنبه ای بپوشید زیرا لباس پیامبر(ص) است و بهترین چیزی بود که پیدا کرد و پنبه لباس ما هم میباشد پیامبر(ص) لباس پشمی و مویی نمیپوشید پس شما هم نپوشید مگر ناچار باشید. در روایت دیگر آمده است: يَا أَبَا ذَرٍّ، يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ قَوْمٌ يَلْبَسُونَ الصُّوفَ فِي صَيْفِهِمْ وَ شِتَائِهِمْ، يَرَوْنَ أَنَّ لَهُمُ الْفَضْلَ بِذَلِكَ عَلَى غَيْرِهِمْ، أُولَئِكَ يَلْعَنُهُمْ مَلَائِكَةُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض[15] یعنی ای اباذر، در آخرالزمان قومی در تابستان و زمستان لباس پشم میپوشند و میبینند به همین جهت بر دیگران برتری دارند آن ها را اهل آسمان ها و زمین لعنت میکنند. یک احتمال این است که مراد از این روایت ما باشیم زیرا لباس پشمی و کت و شلوار میپوشیم و به آن افتخار میکنیم. احتمال بیشتر این است که صوفیه مراد باشد و میگویند که ما خوب هستیم و خود را ریاضت میدهیم و لباس ذبر پشمی میپوشیم و میگویند که ما برتر از دیگران هستیم. افرادی در زمان ائمه(ع) مانند عبان و سفیان ثوری و امثال این ها صوفی بودند و لباس های پشمی میپوشیدند و به خود فخر میکردند و همیشه با ائمه(ع) مناظره میکردند و به ائمه (ع) اعتراض میکردند. كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مُتَّكِئاً عَلَيَّ أَوْ قَالَ عَلَى أَبِي فَلَقِيَهُ عَبَّادُ بْنُ كَثِيرٍ الْبَصْرِيُّ-وَ عَلَيْهِ ثِيَابٌ مَرْوِيَّةٌ حِسَانٌ فَقَالَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّكَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ كَانَ أَبُوكَ وَ كَانَ فَمَا هَذِهِ الثِّيَابُ الْمَرْوِيَّةُ عَلَيْكَ فَلَوْ لَبِسْتَ دُونَ هَذِهِ الثِّيَابِ فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَيْلَكَ يَا عَبَّادُ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا أَنْعَمَ عَلَى عَبْدِهِ نِعْمَةً أَحَبَ أَنْ يَرَاهَا عَلَيْهِ لَيْسَ بِهَا بَأْسٌ وَيْلَكَ يَا عَبَّادُ إِنَّمَا أَنَا بَضْعَةٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص فَلَا تُؤْذِنِي وَ كَانَ عَبَّادٌ يَلْبَسُ ثَوْبَيْنِ قِطْرِيَّيْنِ[16] . یعنی امام صادق(ع) بر من تکیه داده بود که عباد بن کثیر او را دید در حالیکه لباس نرم زیبایی تن امام(ع) بود عرض کرد یا اباعبدالله تو از اهل بیت نبوت (ع) هستی و پدر تو چنین و چنان بوده است این چه لباسی است که به تن داری؟ بهتر بود لباسی کم ارزش تر میپوشیدی امام(ع) فرمود چه شده تو را ای عباد چه کسی زینت های خداوند و رزق های طیب را حرام کرده است؟ خداوند دوست دارد نعمتی که به بنده میدهد را بر او مشاهده کند پوشیدن لباس فاخر و گران عیبی ندارد همانا من پاره تن پیامبر(ص) هستم مرا اذیت نکن و عباد لباس قطری میپوشید.