کلیات مسکن
خانه و مسکن
هندسهی مسکن در سلامتی انسان نقش دارد. آیا مسکن باید بزرگ باشد یا باید کوچک باشد؟ از روایات استفاده میشود که در مسکن نباید اقتصاد کرد و خانه باید بزرگ باشد. بزرگی خانه تاکید شده است و جزو اموری است که سبب سعادت انسان محسوب میشود. خانه نباید تنگ باشد. در روایت آمده است: مِنْ سَعَادَةِ الْمُسْلِمِ سَعَةُ الْمَسْكَنِ و الْجَارُ الصَّالِحُ وَ الْمَرْكَبُ الْهَنِيء یعنی از سعادتمندی مسلمان بزرگی خانه و همسایهی نیکو و مرکب خوب است. حداقل کسی که خانهی بزرگ داشته باشد، دنیای خوبی خواهد داشت. روایات در این زمینه متعدد است و در وسائل یک باب و بیشتر در این زمینه آمده است. در روایات تنگی و کوچکی خانه جزو علل شقاوت و بدبختی انسان ذکر شده است. در روایت آمده است: تَذَاكَرُوا الشُّؤْمَ عِنْدَهُ فَقَالَ الشُّؤْمُ فِي ثَلَاثَةٍ فِي الْمَرْأَةِ وَ الدَّابَّةِ وَ الدَّارِ فَأَمَّا شُؤْمُ الْمَرْأَةِ فَكَثْرَةُ مَهْرِهَا وَ عُقُوقُ زَوْجِهَا وَ أَمَّا الدَّابَّةُ فَسُوءُ خُلُقِهَا وَ مَنْعُهَا ظَهْرَهَا وَ أَمَّا الدَّارُ فَضِيقُ سَاحَتِهَا وَ شَرُّ جِيرَانِهَا وَ كَثْرَةُ عُيُوبِهَا یعنی نزد امام صادق(ع) از بدی یاد شد فرمود در سه چیز نحسی است در زن و چهارپا و خانه .... بدی خانه و شومی آن تنگی و کوچکی آن و همسایهی بد است. در روایت دیگر آمده است: لِلْمُؤْمِنِ رَاحَةٌ فِي سَعَةِ الْمَنْزِلِ یعنی برای مومن در بزرگی خانه، راحتی است. مومن به معنای شیعه است. مسلمان ناصبی از کافر هم بدتر است و مسلمان شیعه هم داریم، خود شیعه هم چند قسم دارد مانند مومن متقی و مومن فاسق. مومن شامل تمام قسمت های آن میشود. البته اسلام به طور کلی به صرفه جویی و اقتصاد تاکید میکند. ﴿إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفين﴾ یعنی خداوند اسراف کاران را دوست ندارد. کلمهی اسراف بد معنا شده است. اسراف به معنای داشتن خانهی بزرگ یا خوردن غذاهای خوب مثل روغن زیتون چهل هزار تومانی نیست. ملاک این است که اسراف در چیزی است که برای بدن ضرر داشته باشد. خانهی کوچک اسراف است زیرا ضرر دارد. در روایت دیگر آمده است: مَنْ بَنَى فَاقْتَصَدَ فِي بِنَائِهِ لَمْ يُؤْجَر یعنی کسی که خانه بسارد و در آن تنگ دستی کند اجری ندارد. بگوید میخواهم خانهی کوچک بسازم، کار درستی نیست و اجر و ثواب ندارد. البته خانه حد و مرز هم دارد. در روایت آمده است خانه ای که در آن سکونت میکنید و استفاده میکنید باید بزرگ باشد. مثلا خانه ده اتاق داشته باشد ولی از سه اتاق آن استفاده میشود. این کار اسراف است. هدف اگر استفاده کردن و در آسایش بودن خانواده باشد خوب است ولی اگر خانهی بزرگ برای فخر فروشی و مسابقه در برتری یافتن باشد کار درستی نیست. در روایت آمده است: فَلَا تَبْنُوا مَا لَا تَسْكُنُون یعنی آنچه از آن برای سکونت استفاده نمیکنین نسازید. فردی پنج خانه دارد که فقط در یکی سکونت دارد، این کار اسراف است. افرادی که خانهی بزرگ میسازند ولی برای سکونت نیست علتی دارد که خواهیم خواند. محل سکونت باید به قدر کفاف باشد. در روایت آمده است: كُلُّ بِنَاءٍ لَيْسَ بِكَفَافٍ فَهُوَ وَبَالٌ عَلَى صَاحِبِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ یعنی هر خانه ای که کفاف انسان را نمیدهد وبال صاحبش است در روز قیامت. اگر ساخت و ساز از حد کفایت و از حد نیاز بیشتر باشد در روز قیامت وبال و چیز اضافه ای محسوب میشود. مقدار نیاز به متر محدود نمیشود و قانون آن پنهان کردن رفت وآمد است. طوری نباشد بیشتر کارها در حیاط انجام شود. خانه ای خوب است که کارهای مومن و کارهای ناموس مومن را پنهان کند. تمامی کارها باید پنهان باشد و نیازی به رفت و آمد در منظر دیگران نباشد. در روایت آمده است: ثَلَاثَةٌ لِلْمُؤْمِنِ فِيهِ رَاحَةٌ دَارٌ وَاسِعَةٌ تُوَارِي عَوْرَتَهُ وَ تَسْتُرُ حَالَهُ مِنَ النَّاسِ وَ امْرَأَةٌ صَالِحَةٌ تُعِينُهُ عَلَى أَمْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ ابْنَةٌ أَوْ أُخْتٌ أَخْرَجَهَا مِنْ مَنْزِلِهِ إِمَّا بِمَوْتٍ أَوْ بِتَزْوِيج یعنی سه چیز برای مومن راحتی است خانهی بزرگی که ناموس و حالش را از مردم بپوشاند و زن صالحه ای که او را در امر دنیا و آخرت یاری نماید و دختر یا خواهری را از منزلش به خاطر موت یا بخاطر ازدواج خارج کند. مردم نباید از کارهای داخل خانهی مومن خبر داشته باشند. احتمال دارد مراد این باشد که خانه باید به گونه ای ساخته شود که مردم فکر کنند شخص مومن در فراخ است و مشکل مالی ندارد. اگر خانه تنگ باشد، در صورت امکان باید خانه را بزرگ کند ولی اگر امکان توسعه نیست، خانهی بزرگ تری بسازد. در روایت آمده است: إِنَّ أَبَا الْحَسَنِ ع اشْتَرَى دَاراً وَ أَمَرَ مَوْلًى لَهُ أَنْ يَتَحَوَّلَ إِلَيْهَا وَ قَالَ إِنَّ مَنْزِلَكَ ضَيِّقٌ فَقَالَ قَدْ أَحْدَثَ هَذِهِ الدَّارَ أَبِي فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع إِنْ كَانَ أَبُوكَ أَحْمَقَ يَنْبَغِي أَنْ تَكُونَ مِثْلَه یعنی امام کاظم (ع) خانه ای خرید و به خادم امر کرد تا در آن ساکن شود و فرمود خانهی تو کوچک است خادم عرض کرد این خانه را پدرم ساخته است امام (ع) فرمود اگر پدرت احمق باشد خودت هم باید احمق باشی. پدرت خانهی تنگی ساخته است، شما نباید به آن پایبند باشی.