مسوخ ۳
مسوخ
در قرآن آمده است: ﴿وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئين﴾[2] یعنی به طور قطع از حال كسانى از شما، كه در روز شنبه نافرمانى و گناه كردند، آگاه شدهايد! ما به آنها گفتيم: «به صورت بوزينههايى طردشده درآييد. همهی هستی با یک کلمهی «کن» خلق شده است: ﴿إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون﴾[3] یعنی فرمان او چنين است كه هر گاه چيزى را اراده كند، تنها به آن مىگويد: «موجود باش!»، آن نيز بىدرنگ موجود مىشود چیزی که نیست با کلمهی «کن» بود میشود، تغییر ماهیتی که در مسخ انجام شده است کمتر از ایجاد است. آیهی دیگر میفرماید: ﴿وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازير﴾[4] یعنی و از آنها، ميمونها و خوكهايى قرار داده آیا افراد مسخ شده باقی مانده اند یا نه؟ روایت شیخ صدوق مرسل است و فقط در همین حد میگوید که روایت شده مسوخ بعد از سه روز مرده اند. این روایت شاید اسرائیلی باشد یا حداقل عامی است و معلوم نیست روایت درستی باشد. البته روایت شیخ صدوق مویداتی هم دارد ولی مستفاد از کل روایات این است که انسان های مسخ شده مانده اند. اذهان امروزی قبول نمیکند که میمون یا فیل امروزی فرزندان همان حیوانات مسخ شده هستند. حیوانات مسخ شدهی امروزی از نسل همان انسان های مسخ شده میباشند دلیل اول: روایات خیلی زیاد و خیلی متعدد هستند که در مورد حقیقت حیوانات است و میفرماید فیل پادشاه لواط کار بوده است. در روایت آمده است: أَمَّا الْفِيلُ فَكَانَ رَجُلًا لُوطِيّاً لَا يَدَعُ رَطْباً وَ لَا يَابِسا[5] یعنی فیل پادشاه لواط کاری بود و افراد راضی و ناراضی را رها نمیکرد. الف و لام در کلمهی «الفیل» یا الف و لام جنس است و یا الف ولام عهد است. اگر الف و لام جنس باشد یعنی جنس فیل در اصل مرد بوده است بنابراین دلیل میشود که فیل امروزی از همان نسل است. اگر الف و لام عهد باشد یعنی فیلی که میشناسید مرد بوده است. در هر دو صورت شامل فیل های امروزی میشود که در اصل مرد بوده است. نوعا در مسوخات عمل و گناه افراد مسخ شده مجسم میشود. خرطوم فیل مشابه آلت مرد است و دهان فیل مشابه طرف مقابل است و کار گناه خود را هر ساعت تکرار میکند که تجسید عمل گناه او است. در روایت نفرموده است که فقط آن فیل ها حیوانات مسخ شده هستند بلکه همهی فیل ها را مسخ شده میداند. شاید فیلی که به صورت ماده مسخ شده است، مفعول به بوده است. خداوند میتواند مرد را به انسان ماده تبدیل کند. در روایت دیگر آمده است: الطَّاوُسُ مَسْخٌ كَانَ رَجُلًا جَمِيلًا فَكَابَرَ امْرَأَةَ رَجُلٍ مُؤْمِنٍ تُحِبُّهُ فَوَقَعَ بِهَا ثُمَّ رَاسَلَتْهُ بَعْدُ فَمَسَخَهُمَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ طَاوُسَيْنِ أُنْثَى وَ ذَكَراً وَ لَا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ وَ لَا بَيْضُه[6] یعنی طاووس مرد زیبایی بوده است و زن مرد مومنی که او را دوست داشت را گمراه کرد ... در خلقت طاووس هم زیبایی در جنس نر است ولی طاووس ماده اصلا زیبا نیست. «فکابر» یعنی آن مرد، زن را گول زد، کار طاووس نر هم گول زدن است و بال های خود را باز میکند و بالا و پایین میبرد تا طاووس ماده را گول بزند. همانکاری که آن مرد گناهکار انجام داد، در حیوانی که به شکل آن مسخ شد نیز وجود دارد. در روایت دیگر آمده است: الذِّئْبُ مَسْخٌ كَانَ أَعْرَابِيّاً دَيُّوثاً وَ الْأَرْنَبُ مَسْخٌ كَانَتِ امْرَأَةً تَخُونُ زَوْجَهَا وَ لَا تَغْتَسِلُ مِنْ حَيْضِهَا[7] یعنی گرگ، انسان مسخ شده است و مردی اعرابی و دیوث بوده است و خرگوش نر زنی بوده است که به زوج خود خیانت میکرده است .... روایات به این مضمون زیاد است و سند این روایات صحیح است و قابل انکار نیست. اگر فیل موجود، انسان مسخ شده نباشد نمیتوان به آن اشاره کرد و گفت ملکی بوده است که لواط میکرده است. در مورد موش آمده است: إِنَّ الْفَأْرَ كَانَ سِبْطاً مِنَ الْيَهُودِ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ فَمَسَخَهُمْ فَأْرا[8] یعنی موش نوادگانی از یهود بودند که خداوند بر آن ها غضب کرد و به صورت موش درآمدند. «فار» اسم جنس است و با «فاره» متفاوت است. موش یک نفر هم نبوده است زیرا در روایت «سبط» آمده است. امروزه در علم زیست جانوری گفته میشود کروموزوم های موش نشان میدهد که موش یک روزی بزرگ بوده است و اندازهی یک انسان بوده است ولی امروزه کوچک شده است.