ﺳﻮار ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺷﺪم رﺳﯿﺪﯾﻢ ﺳﺮ ﺧﯿﺎﺑﻮن ﮔﻔﺘﻢ ﻣﺮﺳﯽ آﻗﺎ… ﻣﯽ ﮔﻪ ﭘﯿﺎدﻩ ﻣﯽ ﺷﯿﻦ؟ پ ﻧﻪ پ ﺧﻮاﺳﺘﻢ ﺑﯿﻦ ﻣﺴﯿﺮ ﯾﻪ ﺗﺸﮑﺮ ﻧﺎﻏﺎﻓﻠﯽ ﮐﺮدﻩ ﺑﺎﺷﻢ ﺟﻮ از ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ درآد
ﺷﻤﻊ ﻫﺎی ﻣﺎﺷﯿﻨﻢ ﺳﻮﺧﺘﻪرﻓﺘﻢ ﺗﻌﻤﯿﺮﮔﺎﻩ. ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ ﻋﻮﺿﺸﻮن ﮐﻨﻢ؟ پ ن پ ﻓﻮﺗﺸﻮن ﮐﻦ ﺗﺎﺻﺪﺳﺎل زﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﯽ
ﻟﺐ ﺗﺎﭖ ﺭﻭ ﭘﺎﻣﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﻟﺐ ﺗﺎﭘﺖ ﺭﻭﺷﻨﻪ؟ ﻣﯿﮕﻢ :ﭖ ﻥ ﭖ ؟ ﺭﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺩﺍﺷﺖ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻤﺶ ﺭﻭ ﺩﻟﻢ ﺁﺭﻭﻡ ﺑﮕﯿﺮﻩ ﺑﻌﺪ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻢ ﮐﺎﺭﯼ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﺎﻫﺎﺵ ؟ ﻣﯿﮕﻪ ﭖ ﻥ ﭖ ; ﺻﺪﺍﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﺵ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻢ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻐﻠﺶ کن
ﻣﮕﺴﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺭﻭ ﺑﺮﻧﺠ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﻣﯽﮔﻢ،ﻣﮕﺴﻪ،ﻣﯽﮔﻪ ﺑﮑﺸﻤﺶ ؟ﻣﯽﮔﻢ ﭖ ﻥ ﭖ ﯾﮑﻢ ﺭﻭ ﺑﺮﻧﺠﺶ ﺧﻮﺭﺵ ﺑﺮﯾﺰ ﺁﺧﻪ ﺯﺷﺘﻪ ﺑﺮﻧﺞ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﺨﻮﺭﻩ
ﻣﯿﮕﻦ ﮐﺮﯾﺴﺘﻒ ﮐﻠﻤﺐ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ ﺳﺮﺵ ﺭﻭ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﮐﺸﺘﯽ ﮐﺮﺩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﺯ ﯾﻪ ﺳﺮﺥ ﭘﻮﺳﺖ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﺳﺖ؟ ﺳﺮﺥ ﭘﻮﺳﺘﻪ ﮔﻔﺖ ﭘـَـَـ ﻧــﻪ ﭘـَـَــــ ﮊﺍﭘﻨﻪ ﻣﺎ ﻫﻢ ﭼﻮﻥ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﭘﺎﻣﻮﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﺯ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻗﺮﻣﺰ ﺷﺪﯾﻢ!!!
ﻣﺎﻫﻲ ﺍﺯﺗﻨﮓ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﻣﻴﮕﻪ ﻣﺮﺩﻩ؟ﻣﻴﮕﻢ ﭖ ﻥ ﭖ 2ﮔﺎﻧﻪ ﺳﻮﺯﺵ ﻛﺮﺩﻡ ﻭﻗﺘﻲ ﺁﺏ ﻧﻴﺲ ﺑﺎﻫﻮﺍ ﻛﺎﺭﻣﻴﻜﻨﻪ
ﻣﻬﻤﻮﻥ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺟﻠﻮﺵ ﭘﺎ ﺷﺪﯾﻢ، ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺸﯿﻨﯿﺪ ﺗﻮﺭﻭﺧﺪﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﭘﺎﺷﺪﯾﺪ؟ ﭘﻪ ﻧﻪ ﭘﻪ ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭﯼ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯿﻢ، ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻣﻮﺝ ﻣﻜﺰﯾﻜﯽ ﻣﯿﺮﯾﻢ...!
ﻣﻴﮕﻢ ﺗﺐ ﻛﺮﺩﻡ ﻣﻴﮕﻪ ﻣﺮﻳﺾ ﺷﺪﻱ؟ﻣﻴﮕﻢ ﭖ ﻥ ﭖ ﺩﻣﺎﻱ ﺑﺪﻧﻤﻮ ﺑﺮﺩﻡ ﺑﺎﻻ ﺑﺒﻴﻨﻢ ﻓﻨﺶ ﻛﺎﺭﻣﻴﻔﺘﻪ ﻳﺎ ﻧﻪ
ﻧﺸﺴﺘﻢ ﺑﺎﻻﯼ ﺍﺳﮑﻠﺖ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﺟﻮﺷﮑﺎﺭﯼ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﯾﺎﺭﻭ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺍﻗﺎ ﺷﻤﺎ ﺟﻮﺷﮑﺎﺭﯾﻦ ؟ ﻣﯿﮕﻢ : ﭖ ﻥ ﭖ !!! ﻣﻦ ﮐﻼﻏﻢ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﺪﺍﺭﯼ ؟ ﻗﺎﺭ ﻗﺎﺭ !!!!!
رفتم تومغازه به بابام میگم:بابامن این مجله رومیخوام.میگه:میخوای بخونیش میگم:پ ن پ میخوام همینجابخورمش.
بادوستم رفتیم خیابون تصادف شده بود یه یارودراز کشیده بود روش پارچه سفیدانداخته بودن دوستم میگه :به نظرت مرده؟ میگم:پ ن پ تصادف خستش کرده داره استراحت میکنه توهم ساکت باش تابیدارنشه
میخواستیم جابجا بشیم مامانم گفت بایدتمام این وسایلو با کامیون ببریم گفتم په نه په بای کپی کنیم تو خونه ی جدید پیست کنیم
تو کلاس حرفه نشسته بودیم دبیر داشت با چسب چوب ، چوبی که شکسته بود رو چسب میکرد یه دفعه دوستم درومد به معلم گفت اقا این چسب چوبه منم که اصلا حواسم به معلم نبود گفتم پ ن پ قیر تازه از شرکت اوردیمش تا تو رو دید رنگش پرید
دارم به خواهرزادم دیکته میگم خط تمام شد میگه دایی برم سرخط ؟پ ن پ بقیه اش رو روی فرش بنوبس.
پیام گذاشتم واسه دوستم تو فیسبوک میگم یه شعر جدید تازه گفتم برو بخون!,میگه گذاشتی تو صفحه؟من: په نه په گذاشتم دم در شهرداری بیاد ببره تا گربه ها پاره ش نکردن!!!!
سرسفره بودیم من بلندشدم رفتم گفتم ممنون سیرم...مامانم برگشته میگه: یعنی سیری که رفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گفتم پ ن پ پیازم ک او مدم!!!!!!!!!!
مامانم داد زده موش داداشم می گه بگیرمش!؟پ ن پ دعوتشون کن بیان تو دم در بده
مامانم میگه 25 سالت شده نمیخوای سر و سامون بگیری میگم یعنی زن بگیرم؟ میگه پـَـ نـَـ پـَـ ۱۲ ساعت کمه ۲۴ ساعته برو تو اینترنت باعث افتخار ما و فامیل شو
رفتم کتابخونه گفتم ببخشید از سعدی چی دارین ؟ میگه کتابشو میخوای ؟ گفتم په نه په ! انگشتری , لباسی , کفشی اگه مونده میخوام ! :D
واسه استخدام رفتم يه شرکتي ، خانومه ميگه : شما براي آگهي استخدام اومدين ؟ گفتم پَ نَ پَ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنين !
- 1
- 2
- ...
- 54(current)
- ...
- 59
- 60